تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
4 - نكته سؤال برانگيز در روايت ابن‌اثير و طبرى اين است كه مىگويد هنگام حضورشان در زندان ، سنگى افتاد كه نامه‌اى به آن بسته بود . . . . « بايد ديد كه اين نامه را چه كسى برايشان انداخت ؟ آيا كار رژيم اموى بود كه قصد داشت آنان را شكنجهء روحى دهد ؟ چنين روشى از سوى حكومتهاى ستمگر پيوسته بر ضد زندانيان مخالف به كار گرفته مىشود و زندانيان نمىدانند كه اين كار دوست است يا دشمن . يا اينكه يكى از دوستان اهل بيت ( ع ) و آگاه به اخبار پيك و مدت رفت و آمد آن و نيز آشنا به علامتهاى قتل و امان ، خواسته كه امام سجاد ( ع ) را با خبر كند ، تا وصيتهاى لازم را انجام دهد . مؤيد اين مطلب عبارت نقل طبرى است كه مىگويد : « اگر صداى تكبير نشنيديد ، نشان امان است ان شاءاللّه » . عبارت « نشان امان است ان شاءاللّه » حاكى از آن است كه كسى كه سنگ و نامه را داخل زندان مىانداخته برايشان آرزوى امان و رهايى داشته است . مؤيّد ديگر اينكه ، فرستندهء نامه دوستدار اهل بيت بوده و از بيم ستم امويان به اين شيوه متوسل شده اين است كه اگر رژيم اموى قصد داشت اين كار را براى جنگ روانى انجام دهد نيازى به پنهان كارى نداشت و آشكارا انجام دادنش تأثير بيشترى داشت .

دفن امام ( ع ) و ديگر شهيدان ( ع )

طبرى نقل مىكند كه امام حسين ( ع ) و ديگر شهدا يك روز پس از شهادت ، يعنى در روز يازدهم دفن شدند ، و اهل غاضريه از بنى اسد اقدام به دفنشان كردند . او به نقل از ابومخنف مىنويسد : « اهل غاضريه يك روز پس از كشته شدن حسين و يارانش ، آنان را دفن كردند . » « 1 » بلاذرى نيز بر همين باور است . آنجا كه گويد : اهل غاضريه از بنى اسد ، پيكر حسين ( ع ) و يارانش - رحمهم الله - را يك روز پس از كشته شدن دفن كردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 335 . ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 411 .