تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
قطع كرده‌اى ، حريم ما را مباح گردانيده‌اى . زنان و فرزندان ما را به اسارت در آوردى . اگر اين كار براى گرفتن انتقام بود ، تو انتقامت را گرفتى ! سپس ابن زياد فرمان داد آنان را به زندان بازگرداندند و كس فرستاد تا در همه جا قتل حسين ( ع ) را مژده دهند . . . . « 1 » ابن سعد معتقد است كه عبيد اللّه بن زياد فرمان داد باقيماندهء كاروان حسينى را كه همراهش آمده بودند ، در قصر زندانى كنند . « 2 » سيد بن طاوس گويد : آنگاه فرمان داد كه على بن الحسين ( ع ) و همراهانش را به سرايى در كنار مسجد اعظم بردند . پس زينب ، دختر على ( ع ) فرمود : هيچ زن عربى حق ندارد نزد ما بيايد ، مگر كنيزان كه آنان نيز مانند ما به اسارت در آمده‌اند . « 3 » طبرى مىنويسد : « هنگامى كه اهل بيت در زندان بودند ، سنگى كه نامه‌اى به آن بسته بود ، در زندان افتاد . در نامه چنين آمده بود : پيك در فلان روز دربارهء كار شما نزد يزيد بن معاويه رفته و روزهاى فلان و فلان در راه است و روز فلان باز مىگردد . اگر صداى تكبير شنيديد يقين كنيد كه كشته مىشويد ، و اگر صداى تكبير نشنيديد ، امان يافته‌ايد ، ان شاءاللّه . گويد : دو يا سه روز پيش از آمدن پيك سنگى كه نامه‌اى به آن بسته بود ، داخل زندان افتاد ؛ و در آن چنين آمده بود : وصيت كنيد و پيمان ببنديد كه پيك در فلان روز مىرسد . سپس پيك آمد و صداى تكبير شنيده نشد و نامه‌اى آمد كه اسيران را نزد من گسيل داريد » . « 4 » در اينجا چند نكته است كه بايد مورد ملاحظه قرار گيرد : 1 - از روايت شيخ صدوق چنين استفاده مىشود كه ابن زياد نه اهل بيت را در قصر زندانى كرد ( به خلاف نظر ابن سعد در الطبقات ) و نه در خانه‌اى كنار مسجد اعظم ( آن‌طور
هامش
( 1 ) . امالى صدوق ، ص 140 ، مجلس 31 ، رقم 3 . ( 2 ) . ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، بخش چاپ نشدهء كتاب الطبقات الكبير ابن سعد ، تحقيق سيد عبد العزيز طباطبايى ، ص 81 . ( 3 ) . اللهوف ، ص 202 ، مرحوم مقرم در كتاب مقتل الحسين ( ع ) ( ص 326 ) مىنويسد : هنگامى كه ابن زياد متوجه ولولهء مردم و سر و صداى اهل مجلس - به ويژه پس از سخنرانى حضرت زينب شد ، از هيجان عمومى ترسيد و به سربازانش دستور داد اسيران را در خانه‌اى در كنار مسجد اعظم حبس كردند . ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 339 ، و ر . ك . الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 298 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 116 | محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش