كه محترم شمرده شده ، نيست و ستمگران را دوست نمىدارد و هدايتشان نمىكند . بلكه او با پرهيزكاران و پارسايان و نيكوكاران و با مصلحانى است كه در زمين برترى نمىجويند و تباهى نمىكنند .
خداوند متعال بندگان مؤمن ، پارسا و اصلاحگر خويش را به امر به معروف و نهى از منكر و ايستادن در مقابل ستمگران دعوت كرده است . از آنان مىخواهد كه در راه خدا با جان و مال خويش سودا كنند ؛ و چون كشته شدند به حقيقت زندهاند و در نزد پروردگارشان روزى مىخورند . اين سخن به معناى اين نيست كه خداوند به طور قهرى و جبر ارادهء قتلشان را كرده است . كسانى هم كه آنان را مىكشند ، مجرى ارادهء خداوند نيستند ، بلكه چنين ستمگران به خاطر قتل هر مظلومى در برابر خداوند مسؤولند .
حضرت زينب در پاسخ ادعاى ابن زياد مبنى بر اينكه آنچه براى اهل بيت وى پيش آمده كار خداوند است فرمود : خداوند براى اين گروه مرگ را مقدر ساخت - يعنى اينان به فرمان شريعت بر ضد حكومت اموى قيام كردند ، گر چه اين قيام موجب شهادت آنان گرديد و به آرامگاههاى خويش رفتند ولى اى پسر زياد ، خداوند تو و آنان را يك جا گرد خواهد آورد - و تو در برابر قتل آنها مسؤول هستى - و با تو محاجه مىكنند و دشمنى مىورزند .
آنگاه ببين كه پيروزى در آن روز از آن كيست . اى پسر مرجانه مادر به عزايت بنشيند !
امام سجاد ( ع ) نيز به اين ادعاى جبرگرايانه پاسخ داد و فرمود : « من برادرى به نام على داشتم كه مردم او را كشتند » . ابن زياد بر ادعاى خود پاى فشرد و گفت : « بلكه خداوند او را كشت » ؛ و حضرت با اين آيهء شريفه به او پاسخ داد : « هنگام مرگ خداوند جانها را مىستاند » . يعنى اينكه هنگام مرگ ، خواب و قتل ، خداوند جانها را مىگيرد ولى اين نه به معناى آن است كه مهر قتل جبرى بر آنها مىزند . بلكه قاتل در نزد خداوند مسؤول است .
اين معنا در جاى ديگرى از سخنان امام ( ع ) نيز آشكار است ، آنجا كه فرمود : او برادر من و از من بزرگتر بود و شما او را كشتيد . او حقى بر شما دارد كه در قيامت خواهد ستاند !
بدين ترتيب آن منطق جبر گرايانه ناكام گشت و رسوايىاش براى مردم در مجلس ابن زياد به بركت آگاهى و شجاعت حضرت زينب ( س ) و امام سجاد ( ع ) آشكار است .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 113
مساهمون: محمد جعفر الطبسي
ص١١٣