در اين هنگام شمر فرياد زد : دست از آنان برداريد و به سوى خود او ( حسين ( ع ) ) برويد . « 1 »
مدائنى مىنويسد : شمر ملعون به خيمهگاه حسين حمله كرد و سپس به سوى خيمهاش رفت تا آن را غارت كند . در اين هنگام حسين ( ع ) به او گفت : واى بر شما اگر دين نداريد در دنيايتان آزاده باشيد ؛ و بار و بنهام ساعتى بعد براى شما مباح مىشود . گويد : شمر شرم كرد و برگشت . » « 2 »
شديد شدن تشنگى امام در آخرين حمله
خوارزمى مىنويسد : « مردم از هر سو آهنگ جنگ با امام ( ع ) كردند . وى نيز به حمله متقابل پرداخت . او در اين حال خواهان جرعهاى آب براى نوشيدن بود ! « 3 » هر چه با اسب به
هامش
( 1 ) - الفصول المهمة ، ص 19 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 318 ؛ نور الابصار ، ص 144 .
( 2 ) - مقاتل الطالبيين ، ص 118 .
( 3 ) - كتابهاى تاريخى و زندگينامهها بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه امام حسين ( ع ) در روز عاشورا با لب تشنهبه شهادت رسيد . فرماندهى كل ارتش اموى دستور اكيد داده بود كه بايد آب بر روى امام و يارانش و بلكه بر روى همه افراد كاروانش بسته شود تا آنكه از تشنگى جان بدهند .
اين دستور تا آن هنگامى كه امام ( ع ) تنها شد و شدت تشنگى ، قلب آن حضرت را شكافت نيز پابرجا بود . ابو الفرج اصفهانى مىگويد : « حسين ( ع ) آب طلب مىكرد و شمر ملعون مىگفت : به خدا سوگند كه از آن نخواهى نوشيد تا آنكه به آتش در آيى . مردى خطاب به امام ( ع ) گفت : آيا اين فرات را كه به شكم ماهيان مىماند مىبينى ؟ به خدا سوگند كه از آن نخواهى نوشيد تا از تشنگى جان بدهى ! حسين گفت : خدايا او را تشنه بكش .
گويد : به خدا سوگند كه اين مرد مىگفت : به من آب بنوشانيد . هر چه آب مىآوردند مىخورد تا آنكه از دهانش بيرون زد ! و در آن حال مىگفت : آبم دهيد كه تشنگى مرا كشت ! او پيوسته بر همين حال بود تا مرد ! » ( مقاتل الطالبيين ص 118 )
در اينجا چند روايت نادر نيز هست كه مىگويد ، پس از آنكه امام ( ع ) تنها شد و تشنگى وى شدت يافت ، كاسهاى آب خواست ؛ و برايش آوردند . چون آن را به دهان مبارك برد ، حصين بن نمير ( يا تميم ) تيرى به سوى وى افكند كه بر دهانش اصابت كرد و نگذاشت كه آب را بنوشد ؛ و حضرت جام را دور افكند . ( ر . ك : بغية الطالب ، ج 6 ، ص 26 - 29 ) ؛ يا اين روايت كه چون تشنگى ايشان شدت يافت به آب نزديك شد تا بنوشد . ناگهان حصين بن تميم تيرى افكند كه به دهان آن حضرت اصابت كرد . خون از دهان حضرت جارىشد و آب را دور ريخت و آنگاه فرمود : خدايا يكايك شان را نابود ساز . ( ر . ك : انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 407 )
يا اين روايت كه « حسين تشنه شد و مردى برايش آب آورد و او نوشيد . پس حصين بن تميم تيرى رها كرد كه به دهان وى اصابت كرد . امام ( ع ) خون را به كف دست گرفت و در آن حال خداى را مىستود » ( سير اعلام النبلاء ، ج 37 ، ص 302 ) . ملاحظه مىشود كه روايت اخير مبهم است و گرفتن آب به معناى نوشيدن آن نيست . گويا امام ( ع ) ظرف آب را گرفت ، اما بر اثر تير حصين بن تميم موفق به نوشيدن آن نگشت .