جملگى اين امت بد ، با دو عترت چه كردند : عترت مصطفاى نيك و پرهيزگار و عترت على - آقا و سرور - در روز مقابلهء دو سپاه .
آنگاه با شمشير آخته در برابر مردم ايستاد و در حالى كه از زندگى نوميد گشته و عازم سفر مرگ بود ، چنين مىگفت :
من فرزند على پاكم از خاندان هاشم ؛ و اين افتخار در هنگام افتخار كردن مرا بس است .
جد من رسول اللَّه است ، گرامىترين گذشتگان و ما چراغهاى خداونديم كه در زمين مىتابيم .
مادرم فاطمه است ، دختر احمد پاك و عمويم جعفر است ، صاحب دوبال .
كتاب خدا درباره ما نازل شده و هدايت و وحى درباره ما به نيكى ياد مىكند .
ما امان خداوند در ميان همه مردم هستيم و اين را آشكارا و پنهان نزد همگان مىگوييم .
ما صاحب حوض كوثريم و دوستان خويش را با جام رسول اللَّه مىنوشانيم .
شيعيان ما گرامىترين شيعيان هستند ؛ و آنان كه با ما كينه مىورزند در روز قيامت زيانكارند .
ابو على سلامى در تاريخش نوشته است كه ابيات زير سرودهء امام حسين ( ع ) است و هيچ كس ديگرى چنين اشعارى ندارد :
اگر دنيا ارزشمند شمرده مىشود ، همانا پاداش خداوند از آن برتر و بالاتر است .
اگر بدنها براى مرگ ايجاد شدهاند ، پس كشته شدن مرد در راه خدا افضل است .
اگر روزيها سهمى مقدر است ، پس كم تلاش كردن مرد در كسب و كار زيباتر است .
اگر جمع اموال براى ترك گفتن است ، چرا بايد براى چيزى كه بايد ترك گفت بخل ورزيد ؟
من مىروم و مرگ براى جوانمرد ، آنگاه كه در راه خدا حركت مىكند و كشته مىشود ، ننگ نيست .
آنگاه مردم را به مبارزه خواند و هر يك از سران سپاه دشمن كه به جنگ وى مىآمد به قتل مىرساند ، تا آنكه ميان آنان كشتارى عظيم به راه انداخت . « 1 »
هامش
( 1 ) - تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 314 - 318 ؛ نفس المهموم ، ص 353 ؛ الامام الحسين ( ع ) و اصحابه ، ص 290 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 38 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 132 ؛ المناقب ، ج 4 ، ص 80 ؛ المنتخب طريحى ، ص 440 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 27 ؛ عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 93 ؛ مطالب السئول ، ج 2 ، ص 29 .