سپس به ميمنه حمله كرد و گفت :
مرگ از تن دادن به ننگ سزاوارتر است ، و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است . آنگاه به ميسره حمله كرد و گفت :
من حسين بن على هستم و از خانواده پدرم حمايت مىكنم ،
من آهنگ بازگشت ندارم و بر دين پيامبر ره مىسپارم .
حضرت آن قدر جنگيد كه به جز آنهايى كه مجروح كرد 1950 تن را از سپاه دشمن به قتل رساند . « 1 »
[ شهادت امام حسين ع ]
امام حسين ( ع ) جامهاى بى ارزش طلب مىكند
طبرى مىنويسد : « هنگامى كه امام حسين ( ع ) با يك گروه سه چهار نفره باقى ماند ، شلوارى محكم از پارچه خواست كه برقش چشم را خيره مىكرد . سپس براى آنكه غارتش نكنند ، آن را پاره پاره كرد . يكى از يارانش گفت : اى كاش زيرش شلوارك مىپوشيديد .
فرمود : « آن لباس خوارى است و پوشيدنش شايسته من نيست . » « 2 »
طبرى به نقل از ابو ليلى گويد : « هنگامى كه حسين بن على ( ع ) احساس كرد كه كشته مىشود ، فرمود : كهنه جامهاى كه كسى را به آن تمايلى نباشد بياوريد تا زير جامهام بپوشم . . . » « 3 »
ابن شهر آشوب مىنويسد كه حضرت فرمود : « برايم جامهاى بى ارزش بياوريد تا به جز اينجامهام بپوشم كه عريانم نكنند ، چون مرا مىكشند و غارت مىكنند . . . » وقتى شلواركى براى حضرت آوردند ، از پوشيدنش خوددارى كرد و گفت : اين لباس اهل ذمه است .
آنگاه چيزى بزرگتر از شلوارك و كوچكتر از شلوار آوردند و حضرت آن را پوشيد . » « 4 »
هامش
( 1 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 110 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 318 ؛ بحار ، ج 4 ، ص 49 ؛ العوالم ، ج 17 ، ص 293 .
( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 333 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 193 ؛ بغية الطالب ، ج 6 ، ص 2417 ؛ تهذيب الكمال ، ج 6 ، ص 428 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 111 ؛ الدر النظيم ، ص 558 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 468 .
( 3 ) - المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 125 ؛ مثير الاحزان ، ص 74 ؛ لواعج الاشجان ؛ ص 162 ؛ اللهوف ، 174 .
( 4 ) - مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 109 .