تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
طريحى گويد : هنگامى كه همهء ياران حسين كشته شدند و هيچ كس با وى نماند ، و هر چه فرياد كرد كسى به دادش نرسيد و به مرگ خويش يقين حاصل كرد ، به خيمه‌گاه آمد و به خواهرش گفت : برايم كهنه جامه‌اى بياور كه هيچ يك از مردم را رغبتى در آن نباشد ، تا در زير اين جامه‌ام بپوشم و پس از كشته شدن عريان نمانم . در اين هنگام صداى ناله و زارى زنان بلند شد و سپس برايش جامه‌اى آوردند . حضرت آن را از چند جا پاره كرد و زير لباسش پوشيد . آن حضرت شلوار نو را هم پاره كرد تا غارتش نكنند . » « 1 »

پايمردى و شجاعت امام حسين ( ع )

طبرى به نقل از بارقى دربارهء شجاعت امام حسين ( ع ) چنين نقل مىكند : « به خدا سوگند ، هيچ شكست خورده‌اى را نديدم كه فرزندان و اهل بيت و يارانش كشته شده باشند و مانند او آرام و استوار باشد . به خدا سوگند ، من هيچ كس را نه پيش از او و نه پس از او چنين شجاع و پيشگام نديده‌ام . من مىديدم كه پيادگان سپاه بنى اميه از چپ و راستش مانند گلهء بزى كه گرگ در ميانشان افتاده باشد ، مىگريزند . . . » « 2 » در عيون الاخبار به نقل از همين بارقى آمده است : « به خدا سوگند كه من شجاع‌تر از حسين نديده‌ام ! همه فرزندان و يارانش كشته شدند و نيروهاى دشمن او را در ميان گرفتند . به خدا سوگند هرگاه به آنان حمله مىكرد ، در برابرش چنان مىگريختند كه بزها در برابر حمله شير ! او مدت زمان درازى ايستاده و با مردم درگير بود ولى جرأت انجام اقدامى عليه او را نداشتند . » « 3 » سيد بن طاووس در نقلى مىنويسد : « . . . حضرت به آنان حمله مىكرد ، به طورى كه سى هزار نيرويى كه به جنگ ايشان آورده بودند ، شكست خوردند و همانند ملخ پراكنده شدند . آنگاه به قرارگاه خويش باز مىگشت و مىگفت : لاحول ولا قوة الا باللَّه ! » . « 4 »
هامش
( 1 ) - المنتخب ، ص 451 ؛ و ر . ك : مقتل الحسين ( ع ) ، مقرم ، ص 271 - 272 . ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 333 - 334 ؛ ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 295 . ( 3 ) - ر . ك : عيون الاخبار ، ص 134 ؛ سعد السعود ، ص 136 ؛ شرح الاخبار ، ج 3 ، ص 163 ؛ أنساب الاشراف ، ج 3 ، ص 408 . ( 4 ) - اللهوف ، ص 105 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 368 | عزت الله مولائی / محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش