سپاه بود بر ميمنه حمله كرد . « 1 » چون به حسين رسيدند ، ياران حضرت روى زانو نشستند و نيزههاشان را به سوى آنان دراز كردند . سواران نتوانستند در برابر نيزهها پيش بروند و در صدد بازگشت بر آمدند . ياران حضرت آنان را زير باران تير گرفتند و شمارى از آنها را كشتند و شمارى ديگر را زخمى كردند . » « 2 »
طبرى نقل مىكند كه چون عمرو بن حجاج به امام حسين نزديك شد مىگفت : « اى مردم كوفه ! پايبند فرمانبردارى و جماعت خويش باشيد و در كشتن كسى كه از دين برگشته و با امام به مخالفت برخاسته ترديد مكنيد . ! »
امام حسين ( ع ) به او گفت : « اى عمرو بن حجاج ، آيا مردم را بر ضد من تشويق مىكنى ؟
آيا ما از دين برگشتيم ولى شما در آن ثابت قدم مانديد . به خدا سوگند آن روزى كه قبض روح شديد و با اين اعمال مرديد ، خواهيد دانست كه كدام يك از ما از دين بيرون رفته و چه كسى به افتادن در آتش سزاوارتر است ! . . . . »
عمرو و يارانش كه در جناح چپ سپاه عمر سعد بودند ، از سوى فرات به امام ( ع ) حمله كردند . سپاه امام ( ع ) ساعتى سر آسيمه شد و نخستين كس از اصحاب كه به شهادت رسيد ، مسلم بن عوسجه اسدى بود . « 3 »
حمله شمر از جناح چپ
طبرى در ادامه مىگويد : « و شمر بن ذى الجوشن همراه نيروهاى جناح چپ بر جناح چپ حمله كرد . آنها در مقابلش ايستادند و او و يارانش را با نيزه زدند . » « 4 »
هامش
( 1 )
- گويا اصل در اين است كه ميمنه بر ميسرهء سپاه مخالف حمله كند ، چرا كه در مقابلش قرار دارد .
( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 323 ؛ و ر . ك : الارشاد ، ج 2 ، ص 102 .
( 3 ) - مؤلف محترم در اينجا به شرح مكالمه حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه پرداخته و در پايان ، سلام بر مسلم در زيارت ناحيه را آورده است كه ما به دليل ذكر آن در شرح حال مسلم بن عوسجه در فصل دوم ، از ترجمه مجدد آن خوددارى نموديم .
( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 325 - 324 . سماوى نيز همين مطلب را از مجموعهء نقلهاى طبرى استفاده كرده است . وى در كتاب ابصار العين ، ص 35 مىنويسد : عمر سعد به مردم فرمان جنگ داد . سالم و يسار پيش رفتند و پيكارهايى رخ داد . آنگاه شمر و عمروبن حجاج ميان مردم فرياد زدند كه اينان مردمانى از جان گذشتهاند ، هيچ كس تنها به جنگ آنها نرود . سپس آنان را از هر سو در محاصره گرفتند و حملهور شدند . شمر بر جناح چپ و عمر و به جناح راست حمله كرد . سپاه امام در برابرشان ايستادند و روى زانو نشستند تا آنها را باز پس زدند . در اين حمله كه حملهء نخست ناميده مىشود كمى شمار ياران امام آشكار گرديد . از سواران جز اندكى نماندند و شمار كشته شدگان پياده به پنجاه تن رسيد . ( نيز ر . ك : همان ، ص 181 . )