تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بنابر اين درست اين است كه پيوستن مجموعه‌اى از سپاه عمر سعد به اردوگاه امام ( ع ) در شب دهم يا بنا بر احتمالى پيش از آن آغاز شد و تا روز عاشورا ادامه يافت . تا آنكه در روز عاشورا شمار آنان به سى تن و يا بيشتر رسيد . اين چيزى است كه سماوى در هنگام بيان خلاصهء جريانات وقايع امام حسين ( ع ) ، آن را پذيرفته است . آنجا كه مىنويسد : « پس عمر سعد مراسلهء با امام ( ع ) را قطع كرد و بر او سخت گرفت و از رسيدن آب به او جلوگيرى كرد و از او خواست كه يكى از دو كار را بپذيرد : يا تسليم شود و يا بجنگد . پس از آن ، ياران عمر سعد تنها و يا دو نفرى در تاريكى شب و مخفيانه به امام ( ع ) پيوستند ، تا آنكه در روز عاشورا شمار آنها به حدود سى تن رسيد كه خداوند آنان را هدايت كرد و به شرف شهادت نايل آمدند . » « 1 »

آغازگر جنگ

شيخ مفيد مىنويسد : « عمر سعد فرياد زد : اى ذويد ، « 2 » پرچمت را نزديك آر ؛ و او نزديك آورد . سپس عمر تير به چلهء كمان نهاد و پرتاب كرد و گفت : گواه باشيد كه من نخستين كسى بودم كه تير انداختم ؛ سپس لشكرش تيراندازى را شروع كردند و به مبارزه پرداختند . . . » « 3 » خوارزمى مىنويسد : « عمر سعد پيش آمد غلامش ، دريد ، را صدا زد و گفت : اى دُريد پرچمت را پيش آر ؛ سپس تيرى به چلهء كمان نهاد و آن را پرتاب كرد و گفت : نزد امير گواهى دهيد كه من نخستين كسى بودم كه تير انداختم . به دنبال آن ، يارانش يكباره تيراندازى كردند . به طورى كه هيچ يك از ياران حسين ( ع ) نماند ، مگر آنكه تير خورد ! » « 4 »
هامش
( 1 ) - ابصار العين ، ص 30 - 31 . ( 2 ) - در جاى ديگرى از خود الارشاد آمده است كه نام وى دريد بود . ( ج 2 ، ص 96 . ) ( 3 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 101 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 321 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 289 ؛ اعلام الورى ، ج 2 ، ص 461 ؛ الدر النظيم ، ص 554 . دينورى در اخبار الطوال ، ص 256 گويد : « عمر سعد غلامش زيد را صدا زد كه پرچم را پيش آر ، پس آن را پيش برد و درگيرى آغاز شد . » ( 4 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 11 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 278 .