تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
گام پيش نهادند . چون در درياى لشكر فرو رفتند ، مردم آنان را از همه سو در محاصره گرفتند و ميان آنان و يارانشان فاصله افكندند . سپس عباس بن على ( ع ) حمله كرد و آنان را از حلقهء محاصره رهانيد . آنان زخمدار بازگشتند ؛ و چون دشمن به آنان رسيد با شمشير به آنان حمله‌ور گشتند و در همان آغاز نبرد آنقدر جنگيدند تا همگى در يك جا به شهادت رسيدند . « 1 »

پى كردن اسب‌هاى سپاه امام

طبرى در ادامهء اين روايت مىنويسد : « عمر سعد ، حصين بن تميم را فراخواند و او را همراه سپرداران و پانصد تن از تيراندازان به سوى سپاه امام ( ع ) گسيل داشت . اينان رفتند و به حسين و يارانش نزديك شدند ، آنان را زير باران تير گرفتند و اندكى نگذشت كه اسبهايشان پى شد و همه پياده ماندند ! » « 2 » نيز طبرى نقل مىكند كه ايوب بن مشرح خيوانى مىگفت : « به خدا سوگند من اسب حرّ بن يزيد رياحى را پى كردم . تيرى به چلهء كمان نهادم و اندكى نگذشت كه اسب لرزيد و سرآسيمه شد و بر زمين افتاد . حرّ بى درنگ از روى اسب جهيد و همانند شير ژيان شمشير به دست اين رجز را مىخواند : اگر اسب مرا پى كنيد من فرزند آزاده‌ام و از شير ژيان شجاع‌ترم . من هيچ كس را نديدم كه صفوف سپاه دشمن را مانند او بشكافد ! » . « 3 »

شدت‌گيرى جنگ تا نيمروز

طبرى در ادامهء روايت مىگويد : « تا نيمروز يكى از سخت‌ترين پيكارهايى را كه خدا آفريده است با آنان كردند . آنان تنها مىتوانستند از يك سو به سپاه امام ( ع ) نزديك شوند ؛
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 330 . سماوى مىنويسد : « سيره نويسان نوشته‌اند : آنان چهار تن بودند ، به نامهاى عمر بن خالد ، جنادة و پسرش مجمع ، واضح ، غلام حرث و سعد ، غلام عمربن خالد . گويى اينان دو غلام ، يعنى واضح و سعد را بر نشمرده‌اند . » ( ابصار العين ، 146 - 147 . ) ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 324 . ( 3 ) - همان .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 251 | عزت الله مولائی / محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش