تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

نبرد قهرمانانه حرّ

طبرى مىنويسد : هنگامى كه حرّ بن يزيد رياحى به امام حسين ( ع ) پيوست ، « مردى از بنى تميم از بنى شقره فرزندان حارث بن تميم - به نام يزيد بن سفيان گفت : به خدا سوگند اگر هنگام خروج حرّ بن يزيد او را مىديدم ، نيزه را در پىاش روان مىكردم ! . . . در همان حال كه مردم جولان مىدادند و پيكار مىكردند ، حر بن يزيد پيش مىآمد و به مردم حمله مىكرد و به اين سخن عنتره مثل مىزد : آن قدر با آنان مىجنگم كه تا زير گلو و سينهء اسبم را خون بگيرد و در خون غوطه ور گردد . « 1 » اسب حر از ناحيهء دو گوش و گونه‌هايش مضروب شده ، خونش سرازير بود . حصين بن تميم « 2 » فرمانده شرطهء عبيداللَّه و كسى كه به جنگ حسين ( ع ) آمد و عمر سعد او را فرمانده سپرداران قرارداد - خطاب به يزيد بن سفيان گفت : اين حرّ بن يزيد رياحى است كه آرزو مىكردى ! گفت : آرى . سپس يزيد سوى حرّ رفت و گفت : اى حرّ آيا حاضرى مبارزه كنى ؟ گفت : آرى حاضرم و با او به مبارزه پرداخت . راوى گويد : من از حصين بن تميم شنيدم كه مىگفت : به خدا سوگند كه به مبارزه‌اش رفت در حالى كه جانش در كف دستش بود و اندكى پس از مبارزه ، حر او را كشت » . « 3 »

شهادت عمرو بن خالد صيداوى و گروه همراه وى

طبرى مىنويسد : « اما عمرو بن خالد صيداوى ، جابر بن حارث سلمانى ، « 4 » سعد غلام عمرو بن خالد و مجمع بن عبداللَّه عائذى « 5 » در آغاز نبرد به پيكار برخاستند و شمشير كشيده ،
هامش
( 1 ) - ما زلتُ ارميهم بِثَغُرَةِ نَحرِهِ وَ لبانه حتَّى تسربِلَ بالّدمِ . ( 2 ) - برخى منابع مثل طبرى ( الكامل ، ج 3 ، ص 391 ) نامش را حصين بن نمير نوشته‌اند . ( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 324 . ( 4 ) - نام وى مطابق ضبط سماوى ( ابصار العين ، ص 144 ) جنادة بن حرث مذحجى مرادى سلمانى كوفى است ؛ همين طور در رجال شيخ طوسى ( ص 99 ، شماره 968 ) و جاهاى ديگر . شايد اين امر تصحيف نساخ بوده باشد . ( 5 ) - و پسرش عائذبن مجمع بن عبداللَّه نيز با آنان بود ( ر . ك : ابصار العين ، ص 146 ) .