تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦

امام ( ع ) به يارانش اجازهء جنگ مىدهد

سيد بن طاووس مىنويسد : « آنگاه عمر سعد پيش رفت و تيرى به سوى لشكر امام حسين ( ع ) انداخت و گفت : نزد امير گواهى دهيد كه من نخستين كسى بودم كه تير انداختم . پس از آن تيرها مثل باران از سوى مردم مىآمد . امام ( ع ) به يارانش فرمود : خدايتان رحمت كند ، به سوى مرگ برخيزيد كه هيچ چاره‌اى نيست ! بدانيد كه اين تيرها پيكهايى است كه دشمن به سوى شما مىفرستد ! آنگاه ساعتى از روز را به نوبت حمله كردند ، تا آنكه جماعتى از ياران حسين ( ع ) كشته شدند ! گويد : در اين هنگام امام ( ع ) دست به محاسن خويش برد و فرمود : هنگامى كه يهوديان براى خداوند پسرى قائل شدند ، خشم خداوند بر آنان شدت گرفت . هنگامى كه نصارا خداوند را يكى از سه تا قرار دادند نيز خشم او بر آنان شدت گرفت . چون مجوسيان به جاى خداوند ، خورشيد و ماه را پرستيدند ، خشم پروردگار بر آنان شدت گرفت . اينك نيز خشم خداوند بر مردمى كه بر قتل پسر دختر پيامبرشان همداستان شده‌اند شدت گرفته است ! به خدا سوگند ، هيچ يك از خواسته‌هاى اينان را نمىپذيريم تا آنكه آغشته به خون خويش خداى را ديدار كنم ! » « 1 » خوارزمى مىنويسد : « ابومخنف گفت : پس از اين تيراندازى دشمن ، شمار ياران حسين ( ع ) اندك شد و كسانى كه نامشان ذكر مىشود براى پيكار در ميان آن قوم باقى ماندند ؛ و بالغ بر پنجاه تن از آنها به قتل رسيده بودند . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) - اللهوف ، ص 158 ؛ و در مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 12 - 11 چنين آمده است : « در اين هنگام حسين ( ع ) دست به محاسنش زد و گفت : اينها يعنى تيرها - پيكهاى قومند . آنگاه فرمود : چون يهود و نصارى براى خداوند فرزندى قايل شدند ، خداوند بر آنان خشم گرفت و چون مجوسها به جاى خداوند خورشيد و ماه و آتش را پرستيدند ، بر آنان خشم گرفت ؛ و مردمى هم كه بر قتل پسر دختر پيامبرشان همداستان شده‌اند ، خشم خداوند بر آنها شدت خواهد گرفت ! به خدا سوگند هيچ يك از خواسته‌هاى آنان را نخواهم پذيرفت تا آنكه خداى را ديدار كنم در حالى كه به خون خويش آغشته باشم ! آنگاه فرياد زد : آيا فريادرسى هست كه به خاطر خداى تعالى به فرياد ما برسد ؟ آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا ( ص ) دفاع كند ؟ » ( 2 ) - مقتل الحسين ، ج 2 ، ص 11 ؛ تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 278 ؛ مثير الاحزان ، ص 56 ؛ مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 237 .