تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
پس از آن به جاى خويش بازگشت و سراسر شب را سرگرم نماز و استغفار و دعا و تضرع بود ! اصحاب وى نيز به نماز و دعا و استغفار ايستادند . « 1 »

بازديد امام از تپه‌ها و بلندىها

امام ( ع ) در دل شب از اردوگاه بيرون آمد و به باز ديد از تپه‌ها و بلندىهاى و گردنه‌ها
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ص 259 - 260 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 318 - 319 ؛ در اين كتاب در آغاز خبر آمده است : آنگاه كه پدرم با يارانش كناره گرفت ؛ و نيز در آن آمده است : سپس او را آورد تا در نزد من نشاند و نزد اصحابش رفت . و نيز در آن به جاى جوين ( حوّى ) آمده است ؛ نيز ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 285 - 286 ؛ عبارت سربرهنه بود در اين كتاب نيست . و ر . ك : البدايه و النهايه ، ج 8 ، ص 191 ، با اختلاف و اختصار ؛ انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 393 و 394 ، در اين كتاب نيز به جاى جوين حوى آمده است و عبارت در حالى كه سر برهنه بود نيست . نيز ر . ك : مقاتل الطالبيين ، ص 75 . اما ابن اعثم كوفى اين داستان را در آغاز فرود آمدن امام ( ع ) در زمين كربلا نقل كرده و برخى مورخان نيز از او پيروى كرده‌اند ( ر . ك : اللهوف ، ص 35 - 36 ؛ مقتل الحسين خوارزمى ، ج 1 ، ص 338 - 339 . در روايت ابن اعثم آمده است : كاروان فرود آمد و بار و بنه را در كنار فرات پايين آوردند . براى حسين ( ع ) و خانواده و فرزندانش چادر به پا كردند ؛ و خويشاوندانش چادرهايشان را در پيرامون چادر او به پا ساختند . در آن حال حسين ( ع ) نشست و اين شعر را مىخواند : اى روزگار اف بر دوستى تو گويد : خواهران حسين ، زينب و ام كلثوم ، اين سخن را شنيدند و گفتند : برادر جان اين سخن كسى است كه يقين بر كشته شدن دارد ؟ ! فرمود : آرى خواهرانم ! زينب گفت : واثكلاه ! اى كاش مرگ ، زندگانى مرا مىگرفت . جدم رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت ، پدرم على از دنيا رفت ، مادرم فاطمه از دنيا رفت ، برادرم حسن ( ع ) از دنيا رفت و اينك حسين به من خبر مرگ خويش را مىدهد ! گويد : زنان گريستند و سيلى به صورت زدند ! و ام كلثوم فرياد مىزد : يا جد بزرگوار ! پدر جان على ! مادر جان فاطمه ! برادرجان حسن ! برادرم حسين ! پس از تو تباه مىگرديم يا اباعبداللَّه ! حسين ( ع ) او را نكوهش و دعوت به شكيبايى كرد و فرمود : خواهرم ، با شكيبايى خداوندى شكيبا باش و به قضاى الهى رضايت بده . ساكنان آسمان‌ها نيست مىشوند ، اهل زمين مىميرند و هيچ موجودى باقى نمىماند . همه چيز جز خداوند هلاكت مىيابد . فرمان از آن اوست و به سوى او باز مىگرديد ؛ و محمد ( ص ) اسوه همه مردان و زنان مؤمن است . آنگاه فرمود : مراقب باشيد پس از كشته شدنم گريبان چاك ندهيد و صورت مخراشيد ! ( الفتوح ، ج 5 ، ص 149 - 150 ) . در مقتل خوارزمى آمده است : و جون غلام ابوذر غفارى با وى همراه بود . روايت وى تركيبى است از روايت طبرى و روايت ابن اعثم كوفى ؛ و در پايان آن آمده است : سپس فرمود : « اى زينب ، اى ام كلثوم ، اى فاطمه ، اى رباب مراقب باشيد ، آنگاه كه من كشته شدم گريبان چاك مدهيد و صورت مخراشيد و درباره من سخن ناروا نگوييد ! » ( ر . ك : مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 338 - 339 ) .