تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ياران او چون شير ژيان از چادرها بيرون آمدند . حبيب به بنى هاشم گفت : به جايگاهتان باز گرديد ، چشمانتان آرام باد ! سپس رو به يارانش كرد و آنچه را از نافع ديده و شنيده بود باز گفت . آنان همگى گفتند : به خدايى كه به وسيله اينجايگاه بر ما منت نهاد سوگند ، اگر انتظار فرمانش نبود همين دم با شمشير به آنان حمله مىكرديم ! آسوده باش و ما تو را روسفيد خواهيم كرد ! حبيب برايشان دعاى خير كرد و گفت : همراه من بياييد تا نزد زنان برويم و به آنان آرامش خاطر دهيم . حبيب همراه يارانش آمد و فرياد زد : اى گروه زنان بزرگوار حرم رسول خدا ( ص ) ! اين شمشيرهاى غلامان شما است كه عهد كرده‌اند آن را غلاف نكنند مگر در گردن بدخواهان شما ! و اين نيزه‌هاى غلامان شما است كه سوگند ياد كرده‌اند آنها را فرو نكنند مگر در سينه كسانى كه از جمع شما جدا باشند ! زنان با آه و ناله به سوى آنان آمدند و گفتند : اى پاكان ! از دختران رسول خدا و آزاد زنان امير مومنان ( ع ) حمايت كنيد ! صداى ناله و گريه مردم بلند شد ، به گونه‌اى كه گويى زمين آنان را همراهى مىكرد . « 1 »

بگو : ناپاك و پاكيزه برابر نيستند « 2 »

طبرى به نقل از ضحاك بن عبداللَّه مشرقى گويد : چون شب فرا رسيد امام حسين و يارانش بيدار ماندند و به نماز ، استغفار و دعا و تضرع پرداختند . در اين حال سواران دشمن بر ما مىگذشتند و از ما مراقبت مىكردند و امام حسين ( ع ) اين آيه شريفه را مىخواند : « كسانى
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ، مقرم ، ص 218 - 219 به نقل از كتاب الدمعة الساكبه ، ص 325 . شايد آقاى مقرم عبارت‌هاى منبع اصلى را خلاصه كرده و آشفتگى و ضعف عباراتش را بر طرف نموده است . در منبع به جاى نام نافع بن هلال ، هلال بن نافع آمده است ؛ كه اشتباه است و با ضبط صحيح آن در زيارت ناحيه مقدسه و تاريخ طبرى و كامل ابن اثير و ارشاد مخالفت دارد . ( 2 ) - مائده ( 5 ) آيه 100 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 144 | عزت الله مولائی / محمد جعفر الطبسي / عبد الحسين بينش