مرحوم مقرم نيز در المقتل « 1 » اين واقعه را از رجال كشى نقل مىكند و مىنويسد : حبيب بن مظاهر خندان بيرون آمد . يزيد بن حصين همدانى به او گفت : اين ساعتِ خنده نيست !
در زيارت ناحيه مقدسه نيز آمده است : سلام بر يزيد بن حصين همدانى مشرقى قارى . « 2 »
سماوى گويد : « در ضبط نام برير و نام پدرش اختلاف است . در الرجال نوشته است :
يزيد بن حصين . . . » « 3 »
محقق شوشترى گويد : ما در زير عنوان برير بن حصين گفتيم كه يزيد بن حصين در نسخه كشى تصحيف برير بن خضير است . « 4 »
ياران حسين ( ع ) درد شمشير را احساس نمىكنند !
امام باقر ( ع ) فرمود : حسين بن على ( ع ) پيش از آنكه كشته شود به يارانش گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : پسرم ، تو به عراق رانده خواهى شد ؛ و آن سرزمينى است كه در آنجا پيامبران و اوصياى پيامبران به هم رسيدند . به آنجا زمين عمورا گفته مىشود . تو در آن سرزمين به شهادت مىرسى و گروهى از يارانت نيز به همراه تو به شهادت مىرسند . آنان درد آهن را احساس نمىكنند و اين آيه را تلاوت فرمود : « قلنا يا نار كونى برداً و سلاماً على ابراهيم » « 5 » ( گفتيم : اى آتش بر ابراهيم سرد و سلامت باش . ) جنگ بر تو و بر آنان سرد و سلامت است . « پس مژده باد شما را ! به خدا سوگند اگر ما را بكشند ما بر پيامبرمان وارد مىشويم . . . » « 6 »
هامش
( 1 )
- مقتل الحسين ( ع ) ، مقرم ، ص 216 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 70 .
( 3 ) - ابصار العين ، ص 125 - 126 .
( 4 ) - قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 296 ، شماره 1077 .
( 5 ) - انبياء ( 21 ) ، آيه 69 .
( 6 ) - الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 848 - 850 ، ش 63 . اين روايت شريفه از زبان امام حسين ( ع ) تتمه مهمى دارد كه به اخبار عالم رجعت مربوط مىشود . خوب است كه خواننده گرامى به آنجا مراجعه كند و از آن غفلت نورزد ؛ و ر . ك : بحار ، ج 44 ، ص 80 ، شماره 6 .