پس از آن مردان سر و سينههايشان را در برابر نيزه و شمشير قرار مىدادند تا به جايگاهشان در بهشت برسند . « 1 »
راوى مىگويد از امام صادق ( ع ) پرسيدم : از ياران حسين ( ع ) و رفتن آنان به استقبال شهادت مرا خبر دهيد ؟
فرمود : پردهها برايشان كنار زده شد به طورى كه جايگاهشان را در بهشت ديدند . پس از آن مردان به استقبال شهادت مىرفتند تا دست در گردن حوريان بهشتى اندازند و به جايگاهشان در بهشت برسند . « 2 »
حبيب بن مظاهر و راز مزاح شب عاشورا !
كشّى به نقل از كتاب « مفاخر الكوفة و البصرة » مىنويسد : حبيب بن مظاهر اسدى مزاح مىكرد . در اين هنگام يزيد بن خضير همدانى مشهور به سيد القراء گفت : اى برادر ! اين ساعت چه وقت خنده است !
گفت : چه جايى براى شادمانى از اين بهتر ! به خدا همين قدر فاصله داريم كه اين فرومايگان با شمشيرهاشان به ما حمله كنند و ما حورالعين را در آغوش گيريم ! « 3 »
شايان ذكر است در ميان ياران امام حسين ( ع ) كه در كربلا در ركابش به شهادت رسيدند مردى از آل هَمدان به نام يزيد بن خضير همدانى وجود نداشته ، بلكه اين مرد برير بن خضير همدانى است . مؤيد درستى اين مطلب وصف سيد القراء است كه برايش نقل شده است ؛ چرا كه برير در كوفه به شيخ القراء يا سيد القراء مشهور بود . بنابراين يزيد تصحيف برير است .
هامش
( 1 ) - در يك روايت ديگر نيز قطب راوندى به طور مرسل از امام سجاد ( ع ) چنين نقل كرده است :
اينان مرا مىخواهند نه شما را و چون مرا بكشند شما را وا مىگذارند ، پس رهايى رهايى !
شما آزاد هستيد شما اگر شب را با من به صبح آوريد همه كشته مىشويد . گفتند : تو را رها نمىكنيم و زندگى پس از تو را بر نمىگزينيم . . . ( ر . ك : الخرايج و الجرايح ، ج 1 ، ص 254 ، شماره 8 ) .
( 2 ) - علل الشرايع ، ج 1 ، ص 229 ، باب 163 ، شماره 1 ؛ و ر . ك : بحار الانوار ، ج 44 ، ص 297 ، شماره 1 .
( 3 ) - اختيار معرفة الرجال ، ( معروف به رجال كشّى ) ج 1 ، ص 293 ، شماره 133 .