سماوى گويد : بشر بن عمرو بن الاحدوث الحضرمى الكندى از حضرموت بود و در زمره كنديان محسوب مىشد . او از تابعان بود و فرزندانى داشت كه در جنگها نام و نشان داشتند . بشر از كسانى بود كه پيش از جنگ نزد امام حسين ( ع ) آمد . سيد داودى گويد : چون روز دهم محرم فرا رسيد و جنگ روى داد ، به بشر كه در حال و هواى جنگ بود گفتند :
پسرت عمرو در مرزى اسير شده است ! گفت : من خودم و او را به حساب خدا مىگذارم ! دوست نمىدارم كه او اسير گردد و من پس از او باقى بمانم ! چون امام حسين ( ع ) سخن او را شنيد فرمود : خداوند رحمتت كند من بيعتم را از تو برداشتم برو و براى آزادى پسرت اقدام كن !
گفت : درندگان مرا زنده بخورند اگر از تو جدا شوم ، اى ابا عبداللَّه !
امام فرمود : بيا و اين جامههاى برد را به پسرت محمد - كه همراهش بود - بده تا در آزادى برادرش خرج كند . آنگاه پنج جامه به ارزش هزار دينار به او عطا فرمود . « 1 »
از آنچه سماوى نقل كرده استفاده مىشود كه نام اين شهيد بشر و نام پسرش كه با او همراه بود محمد و نام پسرش كه در مرز رى به اسارت رفت عمرو بود .
بنابراين نام اين شهيد - مطابق با آنچه در زيارت ناحيه مقدسه آمده است - بشر بن عمرو ( يا عمر ) حضرمى است ؛ و آن گونه كه در تاريخ ابن عساكر و لهوف آمده محمد بن بشير حضرمى نيست !
دوم اينكه نوشته سماوى صراحت دارد در اينكه اين واقعه ، روز دهم اتفاق افتاده است و نه شب عاشورا ؛ آن گونه كه از سياق كتاب لهوف بر مىآيد .
مؤيد اين كه واقعه ياد شده در روز دهم اتفاق افتاده نوشتهء ابوالفرج در كتاب مقاتل الطالبيين است ؛ آنجا كه مىگويد : مردى آمد تا به سپاه حسين ( ع ) وارد شد و نزد يكى از ياران آن حضرت آمد و گفت : خبر اين است كه فلان پسرت را ديلمها اسير گرفتهاند . با من باز گرد تا براى آزادى او تلاش كنيم ؟
هامش
( 1 ) - ابصار العين ، ص 173 - 174 .