فرزدق گفت : اين حسين ، پسر فاطمهء زهرا ، دختر محمد ( ص ) است . به خدا سوگند ، او برگزيدهء خدا و فرزند برگزيدهء خدا است . او پس از محمد ( ص ) برترين آفريدگان خدا است كه بر زمين راه رفته است . من ديروز در وصف او ابياتى سرودهام كه بد نيست بشنوى .
پسر عمويش گفت : اى ابافرس ، بدم نمىآيد ، اگر مصلحت مىدانى سرودهات را دربارهء او برايم بخوان . فرزدق گفت : بلى من اين ابيات را دربارهء او و پدر و جدش ( ص ) سرودهام :
هذا الذى تعرف البطحاء و طأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرمُ
هذا ابن خير عباداللّه كلهم * هذا التقى النقى الطاهر العلم
هذا حسين رسول اللّه والده * امست بنور هداه تهتدى الامم
اين كسى است كه سرزمين بطحا با گامهايش آشنا است و خانهء خدا و حلّ و حرم او را مىشناسد ؛
پدارنش بهترين همهء بندگان خداىاند ، او پارسا ، پاكيزه ، پاك و مشهور است ؛
او حسين است و رسول خدا ( ص ) پدر او است كه در پرتو نور هدايتش ، امتها هدايت گردند . و تا آخر قصيدهء خود كه مشهور به « عصماء » است ادامه داد . آنگاه فرزدق رو به پسر عمويش كرد و گفت : به خدا سوگند ، من اين ابيات را بى هيچ چشمداشتى به نيكى او سرودم . قصد من فقط خداوند و سراى آخرت بود . « 1 »
دو نكته
متن اين روايت نشان مىدهد كه فرزدق در شقوق ، از قتل مسلم ( كه در هشتم يا نهم ذى حجّه كشته شد ) آگاه بود ، بنابراين فرزدق - دست كم - پس از هشتم يا نهم ذى حجّه در شقوق بوده و به طور قطع در ايّام حجّ به مكّه نرسيده است . چرا كه فاصلهء ميان آنجا تا مكّه بسيار زياد است . از اين رو ناچاريم كه زمان و مكانى را كه روايت بدان تصريح دارد و نيز اين جمله را كه « فرزدق با امام خداحافظى كرد و براى انجام حجّ رهسپار مكّه شد » نپذيريم !
هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 124 - 129 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 321 ، شمارهء 5 .