براى قيام نداشت ، و از سرنوشت آيندهاش بى خبر بود . بلكه جهات حركت خود را به وسيلهء استخاره تعيين مىكرد ! در حالى كه اين مطلب گذشته از آن كه با اعتقاد درست به علم امام منافات دارد ، با بسيارى از روايات منقول از خود آن حضرت نيز منافات دارد .
چنانچه كسى به روايات مربوط به خوابى كه امام ( ع ) در آن جدّش را ديد يا رواياتى كه القا مىكند آن حضرت اميد پيروزى و موفقيت و به دستگيرى زمام امور را داشت بسنده كند نيز وضعيت به همين منوال است .
همهء اين نتايج ناقص يا اشتباه ، ناشى از قضاوتهاى جزئى نگر است . ولى هرگاه همهء روايات مربوط به اين نهضت مقدس را به عنوان يك كلّ يكپارچه در نظر بگيريم ، به يكى از عناصر مصونيّت از استنتاج ناقص و اشتباه دست يافتهايم . همين طور شناخت نوع مخاطب امام و بازگرداندن پاسخهاى متشابه آن حضرت به محكمات آنها ، دو عنصر ديگر اين مصونيت در تدبّر و استنتاج مىباشند .
بشر بن غالب اسدى . . . بار ديگر
در مبحث « ذات عرق » ، متعرض ديدار امام با بشر بن غالب اسدى گشتيم و ضمن بحث دربارهء اين ديدار ، خلاصهاى از زندگانى اين مرد را آورديم .
ولى شيخ صدوق در امالى نقل مىكند كه اين ديدار در ثعلبيه بود . او مىگويد : « حسين و يارانش حركت كردند ، چون در ثعلبيه فرود آمدند ، مردى به نام بشر بن غالب بر وى وارد شد و گفت : اى فرزند رسول خدا مرا از اين سخن خداى عزّوجلّ خبر ده كه مىفرمايد :
« يوم ندعوا كلّ أُناس بامامهم » « 1 » ( روزى كه هر گروه از مردم را با پيشوايشان فرا مىخوانيم )
فرمود : پيشوايى به سوى هدايت فرا خواند و او را بدان سوى اجابت كنند و امامى به سوى گمراهى فرا خواند و او را بدان سوى اجابت كنند . آنان در بهشت و اينان در دوزخاند . و آن سخن خداى عزوجل است كه فرمايد : « فريق فى الجنّة و فريقٌ فى السعير » « 2 » ( گروهى در بهشتاند و گروهى در آتش ) . « 3 »
هامش
( 1 ) - سورهء الاسراء ، آيهء 71 .
( 2 ) - سورهء شورى ، آيهء 7 .
( 3 ) - امالى صدوق ، ص 131 ، مجلس 30 ، حديث شمارهء 1 .