گروه سركش مرا خواهند كشت و خداوند همهء آنان را خوار خواهد ساخت و شمشيرى برّنده را بر آنان مسلط مىكند . خداوند كسى را بر آنان چيره مىكند كه آنها را از قوم سبأ - كه زنى به آنان سلطنت و بر مال و خونشان حكم مىراند - زبونتر سازد . » « 1 »
اشاره
ظاهر پاسخ امام به ابوهرّهء ازدى در اينجا و نيز پاسخ آن حضرت به فرزدق هنگامى كه پرسيد : چرا با اين شتاب حجّ را وانهاديد ؟ و امام پاسخ داد : « اگر شتاب نمىكردم دستگير مىشدم » ، چنين مىنمايد كه همهء كوشش امام ( ع ) بر نجات جان خويش بود ! طبق آنچه در پاسخ ايشان به ابوهرّه آمده است ، برگرفتن مال و ناسزا به ناموس خود صبر كرد . ولى هنگامى كه آهنگ كشتن وى را كردند ، براى نجات جان خويش گريخت ! اين چيزى جز نشان وسعت مظلوميّت آن حضرت نيست . گويى كه او از بيعت با يزيد خوددارى نكرد ! و در صدد طلب اصلاح امّت جدّش بر نيامد ! و امر به معروف و نهى از منكر نكرد ! و قيام و نهضتى در كار نبود !
بسنده كردن به چنين رواياتى ، منجر به همان نتيجهگيرى اشتباه مىشود كه برخى نويسندگان تاريخ نهضت حسينى به آن در افتادهاند ؛ و آن اين كه علّت خروج امام از مدينهء منوّره و مكّهء مكرّمه از بيم آن بود كه مبادا ايشان را بربايند يا بكشند و راز قيام حسينى همين است و بس !
اگر پژوهنده تنها روايات مربوط به نامههاى اهل كوفه به امام ، به ويژه روايتهايى را كه از خود آن حضرت نقل شده است ، معيار ارزيابى قرار دهد ، نتيجه خواهد گرفت كه عامل قيام حسينى نامههاى كوفيان بود ؛ و اين ، از بزرگترين اشتباهاتى است كه در راستاى نگرش به قيام امام حسين ( ع ) پديد آمده است .
اگر به رواياتى كه امام ( ع ) در آن از استخاره سخن مىگويد بسنده شود نيز قضيه همين است . زيرا از ظاهر اين روايات چنين بر مىآيد كه امام ( ع ) نقشهء از پيش تعيين شدهاى
هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 123 - 124 ؛ و به نقل از آن مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 324 ؛ و ر . ك : مثيرالاحزان ، ص 46 .