آيا مرا از مرگ مىترسانى ؟ ! آيا فراتر از كشتن من هم كارى مىتوانيد بكنيد ؟ ! نمىدانم به تو چه بگويم ؟ ليكن شعر آن برادر اوسى را برايت مىخوانم كه وقتى به يارى پيامبر خدا ( ص ) مىرفت پسر عمويش به او گفته بود كجا مىروى كه كشته مىشوى . و او در پاسخ گفته بود :
سأمضى و ما بالموت عار على الفتى * اذا ما نوى حقاً و جاهد مسلماً
و آسى رجال الصالحين بنفسه * و فارق مثبوراً يغش و يرغما « 1 »
مىروم كه مرگ براى جوانمرد عار نيست . اگر نيت پاك دارد و مسلمان است و پيكار مىكند و به جان ، از مردان پارسا پشتيبانى مىكند و از ناكام فريبكار زورگو دورى مىكند .
اين مقصد عالى و قاطع حسينى كجا و آن سخنى كه مىگويد : « پس آهنگ بازگشت كرد » ، كجا ؟ آرى ، برخى از مورخان از عبارت « آهنگ بازگشت كرد » ، اين طور استفاده كردهاند كه - مطابق برخى روايات - امام ( ع ) نگاهى به بنى عقيل افكند و گفت : « مسلم كشته شده است . نظر شما چيست ؟ بنى عقيل گفتند : به خدا سوگند بر نمىگرديم . آيا سرور ما كشته شود و ما بازگرديم ؟ به خدا سوگند ما باز نمىگرديم تا انتقام خويش را بگيريم يا مانند سرورمان كشته شويم . . . » « 2 »
بهتر آن است كه بگوييم امام ( ع ) - پس از خبر كشته شدن مسلم - مىخواست كه بنى عقيل را براى ادامهء راه بيازمايد . از اين رو پرسيد : « نظرتان چيست ؟ » و آنان همانطور بودند كه امام مىشناخت .
خوابى سبك و رؤيايى راستين !
سيد ابن طاووس گويد : « . . . سپس رفت تا هنگام ظهر در ثعلبيه فرود آمد . سر نهاد و خوابيد و سپس بيدار شد و گفت : ديدم كه منادى مىگويد : شما شتابانيد . و مرگ شما را با شتاب به بهشت مىبرد !
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 307 .
( 2 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 328 .