كمك و همراهى با بنى عقيل تنها عامل پافشارى امام ( ع ) بر رفتن به كوفه براى انتقام خون مسلم بود . امام ( ع ) در هيچ جا دليل رفتن خود به كوفه را خونخواهى مسلم عنوان نكرده است . در بيشتر مواقع ايشان عامل رفتن خويش را نامهها و بيعت كوفيان عنوان مىفرمود .
حتى نامههاى كوفيان نيز از جمله عواملى بود كه در طول عامل اصلى قيام وى يعنى رها ساختن اسلام ناب محمدى از دست نفاق و تحريفهاى اموى ، قرار مىگرفت !
آرى ، اين امام است كه مسلم بن عقيل را به كوفه مىفرستد و به او مژدهء شهادت مىدهد و مىفرمايد :
« من تو را نزد كوفيان مىفرستم . اين نامههايى است كه به من نوشتهاند . خداوند كار تو را آن طور كه بخواهد به انجام خواهد رساند و من اميدوارم كه من و تو در مرتبهء شهيدان باشيم ! . . . » « 1 »
و به فرزدق مىفرمايد :
« خداى مسلم را بيامرزد ، روح او به سوى آرامش و بهشت خداوند پرواز كرد . آگاه باشد او آنچه بر عهده داشت به انجام رساند و آنچه بر عهدهء ما است باقى است . . . . » « 2 »
بنابراين قضيه از نظر امام قضيه نجات اسلام است كه از خون مسلم و هر خون ديگرى مهمتر است . اصلىترين عامل پافشارى امام ( ع ) براى رفتن به كوفه ، همين عامل بود و نه گرفتن انتقام خون مسلم ، و نه اين كه پس از جوانان بنى عقيل زندگى گوارا نيست . هرچند كه اين نيز حق بود .
3 - نقل شده است كه امام ( ع ) پس از آگاهى بر قتل مسلم و هانى و اين كه در كوفه يار و ياورى ندارد ، آهنگ بازگشت كرد ! ولى اين سخن ، سخن قابل اعتنايى نيست . ابن قتيبه مىنويسد : گفتهاند كه عبيداللّه زياد سپاهى را به فرماندهى عمرو بن سعيد اعزام داشت .
چون اين خبر به حسين رسيد قصد بازگشت كرد . اما پنج تن از بنى عقيل كه با وى بودند ، گفتند : آيا در حالى باز مىگردى كه برادرمان كشته شده است ؟ و حال آن كه نامههايى به شما رسيده است كه ما بدانها اعتماد داريم !
هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 53 .
( 2 ) - اللهوف ، ص 32 .