امام حسين ( ع ) نسبت به او و ادّعاهايش شناخت كامل داشت ! ولى با ادب اسلامى عالى خويش با او رفتار مىكرد . حضرت دعواى دوستى ابن مطيع و اين را كه نمىخواهد امام كشته شود تكذيب نكرد ، ولى از امور مربوط به نهضت جز به قدر لازم چيزى به او نگفت . در ديدار نخست با وى تنها همين اندازه گفت كه به مكّه مىرود و پس از آن همين اندازه گفت كه « چون به آن شهر رسيدم ، دربارهء آيندهء كار خويش استخاره مىكنم . « 1 »
خداوند هر چه را دوست بدارد مقدّر مىسازد ! » « 2 » ولى در ديدار دوم چون در راه عراق بود ، ناگزير بايد ظاهر علّت سفر خود يعنى نامههاى اهل كوفه را باز مىگفت . در هر دوى اين دو ديدار به خوبى ديده مىشود كه امام به مخالفت عدوّى توجّهى نمىكند و بىاعتنا مىگذرد .
6 - خزيميّه
« به ضم اول و فتح دوم ، تصغير خزيمه و به گمان من منسوب به خزيمة بن خازم است .
خزيميه يكى از منزلگاههاى حج است پس از ثعلبيه از سوى كوفه و پيش از اجفر واقع است . گروهى گفتهاند كه ميان آنجا تا ثعلبيه 32 ميل فاصله است و گفته شده است :
حزيميه به حاء بدون نقطه . » « 3 » گفته شده است : خزيميه : منسوب است به خزيمة بن حازم و پيش از زرود واقع است . « 4 »
ابن اعثم كوفى گويد : « حسين رفت تا در خزيميه فرود آمد و يك شبانه روز در آنجا ماند .
چون بامداد شد خواهرش ، زينب - دختر على - نزد حضرت آمد و گفت : آيا چيزى را كه
هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 36 - 37 .
( 2 ) - الاخبار الطوال ، ص 228 - 229 . در اينجا يادآور مىشويم كه ابن عبداللّه ربّه اندلسى در نقل خود موضوعاين رويداد را به گونهاى فاحش به هم درآميخته و نقل او اعتبار ندارد . ( ر . ك : العقد الذيد ، ج 4 ، ص 352 ) .
( 3 ) - معجم البلدان ، ج 2 ، ص 370 .
( 4 ) - خطب الامام الحسين ( ع ) ، ج 1 ، ص 132 .