سيد بن محمد بن ابىطالب در كتاب « تسلية المجالس » « 1 » نيز همين مطلب را نوشته است . سماوى به نقل از ابن قتيبه و ابن مسكويه نوشته است كه امام حسين ( ع ) عبداللّه بن يقطر را با مسلم فرستاد . مسلم پس از مشاهدهء بىوفايى مردم و پيش از حوادثى كه براى خودش پيش آمد ، عبداللّه را نزد امام ( ع ) فرستاد و موضوع را اطلاع داد . « 2 » اگر اين روايت را به گفتههاى پيشين اضافه كنيم ، ميان داستان اين دو شهيد ، تفاوتى آشكار ، محقّق مىشود .
به اين ترتيب كه عبداللّه يقطر همراه با مسلم از مكّه به كوفه فرستاده شد يا پس از خروج امام از مكّه از سوى ايشان به كوفه اعزام گشت و هنگامى هم كه او را دستگير كردند ، حامل نامهء مسلم به امام ( ع ) بود . در حالى كه قيس بن مسهّر هنگام دستگيرى پيك امام بود و نامهء آن حضرت را به كوفه نزد مسلم يا برخى از بزرگان شيعه مىبرد .
اما موضوع همچنان نيازمند بحث و كاوش بيشتر است و در معرفت نيز هميشه باز مىباشد و چه بسيار چيزهايى كه گذشتگان براى آيندگان گذاشتهاند .
ديدار دوّم عبداللّه بن مطيع « 3 »
با امام ( ع )
شيخ مفيد گويد : سپس حسين ( ع ) از حاجر به سوى كوفه راه افتاد تا آن كه به يكى از چاههاى عرب رسيد و در آنجا عبداللّه بن مطيع عدوى را ديد كه در كنار آن آب فرود آمده است . عبداللّه با ديدن حسين ( ع ) نزد ايشان آمد و گفت : پدر و مادرم به فدايت ، اى فرزند رسول خدا ( ص ) ، چه چيز شما را به اينجا كشانده است ؟ و حضرت را كمك كرد و از اسب پايين آورد . حسين ( ع ) گفت : چنان كه مىدانى ، معاويه مرده است ؛ و مردم عراق به من نامه نوشته نزد خود دعوت كردهاند . عبداللّه گفت : اى فرزند رسول خدا ( ص ) ، خدا را به يادتان مىآورم ، مبادا حرمت اسلام شكسته شود ! تو را به خدا سوگند دربارهء
هامش
( 1 ) - تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 182 .
( 2 ) - ر . ك : ابصارالعين ، ص 94 .
( 3 ) - زندگى نامهء وى در جلد اول اين پژوهش گذشت .