خود همين روايت نيز به تنهايى به پايين بودن حالت معنوى مردم در آن روز اشعار دارد ؛ و اين چيزى بود كه ابن زياد به خوبى در مردم و بزرگانشان سراغ داشت !
2 - پراكنده شدن قبيلهء مذحج و بازگشت آنان از قصر و باقى ماندن هانى در بند و در معرض خطر قتل - پس از اجتماع همهء شاخههاى مذحج براى آزاد سازى يا گرفتن انتقام وى - بعدها تأثير بسيار بدى بر اقدامى كه مسلم براى رهايى او انجام داد گذاشت . زيرا اين اقدام شكست خورده به مردم چنين القا كرد : آنگاه كه مذحج قبيلهء هانى و بزرگترين و نيرومندترين قبايل كوفه موفق به رهايى وى نگشته و يا به بودن وى در بند ابن زياد رضايت داده است ، چرا بايد مسلم براى رهايى او پافشارى كند ؟ ! آيا او با اين نيروى تلفيقى و متنوع خود مىتواند آنچه را كه مذحج از عهدهء آن برنيامده ، محقق سازد ؟ هدف ابن زياد و عمروبن حجاج و ديگران نيز همين بود .
اين ، خود از عواملى بود كه در دل مردمان سست ايمان كوفه - كه كم هم نبودند - دربارهء توان مسلم براى تحقق خواستههايش ايجاد شك مىكرد ؛ و موجب گرديد كه همت و عزمشان سست گردد و از گرد او پراكنده شوند .
هرگاه به ياد بياوريم كه حادثهء اجتماع مذحج و محاصره قصر و بازگشت آنها ، با قيام مسلم و رفتن وى با همراهانش براى محاصرهء كاخ - با اختلافى بسيار اندك - همزمان بود ، درخواهيم يافت كه رهبرى انقلاب براى زدودن اين تأثير بد روانى حاصل از شكست و بازگشت ، زمان كافى در اختيار نداشت .
شايد همين اثر روحى بد ، تفسيرى براى كاهش نيروهاى مسلم در آغاز امر باشد .
همانطور كه فرمانده ، عباس جدلى مىگويد : « چهار هزار تن با مسلم بن عقيل بيرون شديم ولى هنوز به قصر نرسيده بوديم كه شمار ما به سيصد تن رسيد ! »
3 - از ظاهر برخى متون تاريخى چنين بر مىآيد كه مسلم ، تنها كمتر از 13 هجده هزار نفرى را كه بنا بر مشهور با وى بيعت كرده بودند ( چهار هزار نفر ) در محاصره كاخ شركت داد . روشن است كه بقيه اين گروه - كه در آغاز محاصره كاخ شركت نداشتند - در داخل و اطراف و نواحى كوفه پراكنده بودند . گويا مسلم كس فرستاد تا از تصميم استثنايىاش آنان را آگاه سازد و براى پيوستن به وى به حركت درآورد . آنهايى كه در داخل كوفه بودند ،
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 120
مساهمون: شيخ محمد جواد طبسي
ص١٢٠