نزد ابن زياد مىآمدند . . . » ، « 1 » تا آن كه شمار آنها به آنچه در روايت دينورى آمده است رسيد ؛ « آنان دويست نفر بودند و بر ديوار كاخ بالا رفتند و به سوى مردم كلوخ و تير مىافكندند و آنان را از نزديك شدن به ديوار كاخ باز مىداشتند . آنان تا شب هنگام به اين كار ادامه دادند . » « 2 » آنگاه شمار آنها رو به فزونى نهاد تا آنجا كه كثير در گفتوگوى با ابن زياد از آنان به « بسيار » تعبير كرد و گفت : « خداوند كار امير را راست گرداند ، شمار بسيارى از اشراف مردم و پاسبانان و خانواده و دوستدارانت در قصر با تواند ، ما را به سوى آنان بفرست ! » « 3 »
بنابراين نيروى ابن زياد رو به فزونى نهاد ، به طورى كه مىتوانست در برابر انقلابيون مقاومت و آنان را از كاخ دور كند و درگيرى را تا فرا رسيدن شب به تأخير اندازد .
گذشته از اين روشن است كه استيلاى بر قصر با وجود نيروى حاضر در آن با يك ساعت محاصره انجامپذير نيست . علاوه بر آن روز نيز رو به پايان بود . تهاجم به كاخ با آن بناى محكم كه ابن زياد درهاى بزرگش را بسته بود ، سودى نداشت ؛ و مانند حمله به يك صخره سخت بود . كاخ بسيار استوار بود و باقى ماندن آن تا به روزگار ما ، با وجود گذشت 1500 سال ، حكايت از استوارى آن دارد . براى درك استحكام و بزرگى ديوارهاى قصر همين اندازه بس است كه تصور كنيم دستگاههاى سنگينى روى آن حركت مىكرد .
بنابراين در چنين شرايطى ، اگر محاصره براى مدتى طولانى ادامه مىيافت ، براى مثال ساكنانش تسليم مىگشتند ، و يا آن كه دست كم هانى را آزاد مىكردند . « 4 »
6 - تأمل در متون تاريخىاى كه از درگيرى ميان طرفين سخن مىگويد ، نشان مىدهد كه انقلابيون به رهبرى مسلم نقشهء خود براى درگير شدن با كاخ را اجرا كردند و براى كسب پيروزى به سختى جنگيدند . نيروهاى ابن زياد نيز تا سر حد جان تا شب از قصر دفاع كردند . ابن اعثم كوفى در اشارهء به اين موضوع گويد : « ياران عبيداللّه برنشستد و دو
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 287 .
( 2 ) - الاخبار الطوال ، ص 238 .
( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 287 .
( 4 ) - مبعوث الحسين ، ص 181 .