امام ( ع ) خارج گردد . مدّت دو ماهى كه مسلم از ورود به كوفه تا محاصره قصر سپرى كرد ، براى انجام چنين كارى كوتاه بود .
بنابراين مسلم كاخ را با گروههايى محاصره كرد كه بيشترشان آمادگى كافى نداشتند .
آنان از جنبهء معنوى گرفتار ضعف روحى و سستى معنوى بودند . دنيا را دوست مىداشتند ، عافيت طلب و سلامت خواه بودند و از مرگ كراهت داشتند ؛ آنان آرزوى پيروزى مسلم يا امام ( ع ) را داشتند ، ولى بدون آن كه رنجى را بر خود هموار كنند ! نام سپاه شام پيوسته تن آنان را به لرزه مىافكند و احساس ترس و مذلّت را در آنان برمىانگيخت . از جنبهء عملى - در ميان بيشترشان - ارتباط قبيلهاى به مراتب از ارتباط دينى قوىتر بود ؛ و اين خطرناكترين عاملى است كه مىتواند هميشه و در همه زمانها به حركتهاى دينى و انقلابى در جهان اسلام ، زيان برساند . از اين گذشته مردم نيرو ، اسلحه ، مال ، آموزش ، و ابزار و اسلوب ارتباط و امثال آن را در اختيار نداشتند .
آنچه را كه ما در اينجا يادآور شديم ، خواننده در دلالت برخى متون تاريخى ، روشن و آشكار مىيابد . عباس بن جعدهء جدلى ، يكى از پرچم داران سپاه مسلم بن عقيل ، مىگويد :
« چهار هزار تن همراه مسلم بن عقيل بيرون شديم . هنوز به قصر نرسيديم كه شمار ما به سيصد تن رسيد ! » « 1 » ابن نما نقل مىكند كه مسلم پيش از حملهء به قصر احساس شكست كرده زيرا ديد كه بيشتر اشراف بيعت كننده با وى ، نقض عهد كرده با عبيداللّه شدهاند ! » « 2 »
از ديگر مثالهايى كه نشان دهنده برترى انتساب قبيلهاى بر رابطه دينى است ، روايت طبرى است كه مىگويد : « ابن زياد كثير بن شهاب را فرا خواند و فرمان داد كه همراه مذحجيانِ زير فرمان خويش بيرون شود و در كوفه بگردد و از مردم بخواهد كه از ابن عقيل دست بردارند و آنان را بترساند و از كيفر سلطان بر حذر دارد ؛ و به محمد بن اشعث فرمان داد كه كسانى از كنده و حضرت موت كه فرمانبردار وى هستند بيرون شود . . . » « 3 »
هامش
( 1 )
- تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 275 .
( 2 ) - مثير الاحزان ، ص 34 .
( 3 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 287 .