« كار بر عبيد اللّه تنگ شد و مهمترين كار وى اين بود كه در قصر را محكم چسبيد . در اين حال بيش از سى نگهبان و بيست تن از اشراف مردم و خانواده و دوستانش با وى نبودند . » « 1 »
اقدام اشراف و دوستدارن ابن زياد
بزرگان كوفه و دوستداران ابن زياد - آنهايى كه به دنياى وى چشم دوخته بودند و از خشونتش هراس داشتند - پس از شنيدن خبر وضعيتى كه در قصر و اطراف آن براى او پيش آمده است ، مخفيانه به او مىپيوستند تا حضورشان را نزد وى به اثبات برسانند .
روايت تاريخى مىگويد : « اشراف مردم از در مقابل دارالروميين ، به ابنزياد مىپيوستند . » « 2 »
كار با سنگ و دشنام آغاز شد !
تنها كارى كه همراهان ابن زياد در قصر ، يعنى اشراف دوستدار وى و پاسبانان و خدم و حشم انجام دادند اين بود كه از بالاى قصر بر مردم مشرف شوند تا آنها را ببينند . پاسخ جمعيّت به پا خاسته چيزى جز سنگ و دشنام به ابن زياد و پدرش نبود . « آنها كه با ابن زياد در كاخ بودند ، از بالا جماعت را مىنگريستند و بيم داشتند كه با سنگ بزنندشان و ناسزا گويند و عبيد اللّه و پدرش را دشنام دهند . » « 3 »
سپس تير بود و كلوخ !
دينورى گويد : « عبيداللّه همراه حدود دويست تن از كسانى كه آن روز در مجلس وى حاضر بودند از اشراف كوفه و ياران و پاسبانان ، در كاخ پناه گرفتند . آنان بر ديوار قصر ايستادند و به سوى مردم كلوخ و تير پرتاب مىكردند و آنان را از نزديك شدن به كاخ باز مىداشتند . كار آنان تا شب همين بود ! » « 4 »
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 287 .
( 3 ) - همان مأخذ .
( 4 ) - الاخبار الطوال ، ص 238 .