تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
در اين صورت ادامه سازماندهى ، آماده سازى و آماده باش چه سودى داشت ؟ وانگهى ابن زياد ، پس از آن هركس از اشراف بزرگان كوفه را كه مىخواست بدون هيچ مانعى دستگير مىكرد . معناى اين كار امنيت نداشتن مسلم در كوفه بود ؛ و بدون شك دومين شخصيتى كه بلافاصله پس از هانى دستگير مىشد او بود . زيرا هانى نيرومندترين و استوارترين دژى بود كه مىتوانست از مسلم حمايت كند . دوم : متوقف ساختن عمليات آماه سازى و آماده باش و حركت پيش از فراهم شدن شرايط ، به حكم ضرورت و ناچارى براى رويارويى قاطع با حكومت محلّى اموى در كوفه ؛ و اين تنها انتخابى بود كه بلافاصله بايد انجام مىشد . و چنين بود : عبداللّه بن حازم بكرى گويد : « 1 » به خدا سوگند پس از رفتن هانى به قصر من از سوى مسلم مأموريت يافتم كه به دنبالش بروم و ببينم كارش به كجا مىانجامد . سپس نزد مسلم رفتم و خبر را به او رساندم . آنگاه به من فرمان داد كه در ميان يارانم ، كه سراهاى اطراف را پر كرده بودند ، نداى « يا منصور امت » « 2 » سر دهم . من بيرون شدم و ندا دادم و مردم كوفه شتابان بر او گرد آمدند . مسلم ، عبدالرحمن بن عزيز كندى را به فرماندهى ربيعه گماشت و در مقدمهء سپاه قرارش داد و گفت : پيشاپيش من حركت كن . مسلم بن عوسجه را بر مذحج و اسد فرماندهى داد و گفت : فرود آى و فرمانده پيادگان باش . ابوثمامه صاندى را بر تميم و همدان و عباس بن جعدهء جدلى را بر ساكنان مردم شهر فرماندهى داد و سپس به سوى قصر حركت كرد . « 3 » در روايت ارشاد به نقل از عبداللّه بن حازم آمده است : به خدا سوگند من پيك ابن عقيل به سوى قصر بودم تا ببينم كه هانى چه كرد . پس از آن كه وى را زدند و بر زندان افكندند ،
هامش
( 1 ) - طبرى نامش را اين طور درج كرده است : عبداللّه بن حازم الكبرىّ . من الازد ، من بنى كبير ( تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 288 ) . ( 2 ) - اين شعار مسلمانان در روز بدر بود و مقصود از آن تفأل به پيروزى و تشويق براى نابودى دشمنان بود . ( 3 ) - مقاتل الطالبين ، ص 66 .