سواره يورش مىبرد و بر هر حيوان ، كودك و ناتوان و بىخبرى كه مىگذشت ، او و يارانش با اسبانشان آنان را پايمال مىكردند . همين طور در بازگشت ، و در روزهايى كه بيرون مىرفت روزى نمىگذشت كه يك يا چند كشته به جاى نگذارد » . « 1 » او در مدت شش ماه امارت بصره ، هشت هزار تن از مردان شيعه را در آن شهر كشت . « 2 »
ذهبى به نقل از عامر بن ابىعامر گويد : « ما در مجلس يونس بن عبيد بوديم . گفتند : در زمين هيچ مكانى نيست كه به اندازه دارالاماره به خود ، خون جذب كرده باشد . هفتاد هزار تن در آن كشته شدهاند ! من از يونس پرسيدم [ آيا حقيقت دارد ] و او گفت : آرى ، كشته شدند و دست و پاهاشان بريده شد . گفتند : اين كار چه كسى بوده است ؟ گفت : زياد و پسرش و سمره » . « 3 »
طبرى به نقل از محمد بن سليم مىنويسد : از انس بن سيرين پرسيدم : آيا سمره كسى را كشت ؟ گفت : آيا كسانى كه سمره آنها را كشت قابل شمارشاند ؟ زياد او را در بصره به جانشينى خود گماشت و به كوفه آمد . او [ در اين فاصله ] هشت هزار تن را كشت ! زياد به او گفت : آيا نمىترسى كه بىگناهى را كشته باشى ؟ گفت : اگر همين اندازه ديگر را هم مىكشتم نمىترسيدم ! « 4 »
هامش
با اين همه ، گفتار ذهبى جاى شگفتى دارد كه مىگويد : « سمره از علماى صحابه بود كه روايتهاى نيكويى دارد » . شايد مقصود ذهبى احاديث دروغينى است كه سمره در نكوهش على عليه السلام و براى خدمت به جريان نفاق ساخته است !
او همچنين از قول ابنسيرين نقل مىكند : « سمره بسيار امانتدار و راستگو بود » . ذهبى در داستان مرگ او گويد : « سمره بخور مىكرد كه غفلت نمود و آتش گرفت . اگر اين نقل درست باشد همان مقصود پيامبر است ؛ يعنى آتش دنيا » ( ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 186 ) . ذهبى از تحريف صريح سخن پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود : « آخرين صحابى من كه مىميرد در آتش است » ابا ندارد كه معنايش اين مىشود : آخرين صحابى من با سوختن در آتش مىميرد ! مىبينيم كه تفاوت ميان مقصود صريح پيامبر صلى الله عليه و آله و ادعاى اين كور و بىبصيرت ، چه قدر زياد است !
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 62 .
( 2 ) - همان ، ص 69 .
( 3 ) - سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 186 .
( 4 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 236 .