هيثم نيز در تاريخ چيزى نيامده است . عمر ( يا عمرو ) بن عبيدالله نيز با اهل بيت روابط حسنهاى نداشت ، بلكه در دوران حكومت ابنزبير با او دوست بود . او در جنگ با مختار ، فرمانده جناح راست ابنزبير بود . سپس طرفدار عبدالملك مروان شد و از او فرمان مىبرد تا آنكه نزد او به دمشق رفت و در همانجا به مرض طاعون در سال 82 مرد . « 1 » درباره پاسخ وى نيز در تاريخ چيزى ثبت نشده است . مسعود بن عمر ازدى نيز از اهل بيت دور و با آنها دشمن بود و دوست نزديك و يار و پشتيبان ابنزياد بود ، حتى پس از شهادت امام حسين عليه السلام ، « 2 » از پاسخ وى نيز در تاريخ چيزى به ثبت نرسيده است . « 3 »
هامش
( 1 )
- ر . ك . البدايه والنهايه ، ج 9 ، ص 49 و ج 8 ، ص 29 و 296 ؛ المعارف ، ص 414 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 377 ، 407 ، 484 و 541 . سماوى از وى به عنوان عبدالله بن عبيدالله بن معمر تيمى ، تيم قريش ، ياد كرده است . ( ر . ك . ابصار العين ، ص 41 ) .
( 2 ) - ر . ك . زندگينامه او در فصل اول ، ص 34 .
( 3 ) - ولى سماوى درباره مسعود ياد شده مىگويد : او مردم را گرد آورد و براى يارى حسين برايشان سخن گفت ، اما موفق نگشت . در كتب مقاتل آمده است كه او يزيد بن مسعود نهشلى بود و اين تميمى است و كنيه اباخالد دارد و از سران اخماس نيست . شايد امام به او هم نامه نوشته باشد . آنچه از سخنرانى و نامه به حسين استفاده مىشود اين است كه مردم را وى جمع كرد ، نه مسعود . ولى طبرى و ديگر مورخان از دومى ياد نكردهاند ( ابصارالعين ، ص 41 ) ، پوشيده نماند كه گفتار سماوى اشتباه محض است و با سيره مسعود بن عمرو ازدى ، دشمن اهل بيت ، سازگارى ندارد . شايد منشأ خطاى سماوى اينجا است كه آنهايى كه امام عليه السلام به آنها نامه نوشت ، تنها سران اخماس بودند و نه ديگران . و آنها همانهايى است كه فقط طبرى از آنان نام برده است . در حالى كه قضيه اينگونه نيست ؛ زيرا اولًا : عبارت طبرى تصريح دارد در اينكه امام حسين نسخههايى از نامهاش را براى اشراف بصره فرستاد كه از سران اخماس نبودند آنجا كه مىگويد : « و نامهاى را براى سران اخماس و براى اشراف نوشت . . . » ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 280 ) . ثانياً : يزيد بن مسعود نهشلى از اشراف بصره و بزرگان شهر بود ، هر چند كه از سران اخماس نبود ، و مورخان ديگرى كه در نهايت اعتبار هستند ، مانند سيد بن طاووس ( اللهوف ، ص 110 ) و ابننما نوشتهاند كه يزيد بن مسعود نهشلى از كسانى بود كه امام حسين عليه السلام به او نامه نوشت ( مثيرالاحزان ، ص 27 - 29 ) . گفتار سماوى درباره زندگى شهيد حجاج بن بدر تميمى سعدى - « حجاج ، بصرى و از بنى سعد بن تميم بود . او نامه مسعود بن عُمر را نزد حسين آورد و با او ماند و در حضورش به شهادت رسيد . » ( ابصار العين ، ص 212 ) - نيز ناشى از همين اشتباه است و دليلى براى آن وجود ندارد ! زيرا كه حجاج ياد شده رضى الله عنه ، طبق آنچه برخى از مقاتل نوشتهاند ، پيك يزيد بن مسعود نهشلى بود ؛ و خود سماوى نيز در ابصارالعين ( ص 213 ) اين مطلب را نوشته است .