مكه آمد تا حضرت را از رفتن بهعراق نهى كند ؟ از اين كار چه انگيزهاى داشت ؟ و معناى اين سخن امام چيست كه فرمود : از امروز تا دوشنبه كشته خواهم شد ( برانگيخته خواهم شد ) .
اوزاعى ياد شده كيست ؟ مردان چندى به اين لقب مشهورند . « 1 » ولى به احتمال قوى ، مقصود از اين اوزاعى ، ابوايوب ، مغيث بن سمّى اوزاعى است كه گفته مىشود نزديك به هزار تن از اصحاب پيامبر ( ص ) را ديد . « 2 »
وى از ابن زبير ، ابن عمر ، ابن مسعود ، كعبالاحبار و ابوهريره نقل روايت كرده است .
او از طبقه دوم تابعيان اهل شام است و ابن حبّان ، ابوداود و يعقوب بن سفيان او را توثيق كردهاند . « 3 » ولى تا آنجا كه ما تحقيق كردهايم در كتابهاى رجالى ما از او يادى نشده است .
اما اينكه انگيزهء وى از آمدن به مكه به منظور نهى امام حسين عليه السلام از رفتن به عراق چه
هامش
( 1 ) - از آن جمله عبدالرحمن بن عمرو بن يُحمد ، ابوعمرو شامى است . اين اوزاعى در سال 88 ه . ق يعنى 27 سال پس از شهادت امام حسين عليه السلام به دنيا آمد و در سال 157 ه درگذشت . وى در اوزاع دمشق سكونت داشت . از او مشهور است كه گفت : ما عطا دريافت نكرديم مگر پس از آنكه بر نفاق على گواهى داديم و از او بيزارى جستيم ؛ و از ما پيمانهاى سخت گرفتند .
بنابراين ، اين اوزاعى ، امام حسين عليه السلام را نديده است .
مامقانى گمان برده است كه لقب اوزاعى منحصر در همين عبدالرحمن است و مىگويد : « اين لقب تنها مخصوص عبدالرحمن ، معروف به اوزاعى است و هرگز كسى جز او را نديدهايم » . ( تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 46 ) . ولى قضيه چنين نيست . زيرا ابوايوب مغيث بن سُمّى اوزاعى نيز از آن جمله است . ( ر . ك . الانساب ، سمعانى ، ج 1 ، ص 227 ) . ما شرح زندگى او را در متن آوردهايم چرا كه از نظر ما مراد از اوزاعى در اين روايت همو است . نيز از آن جمله است نهيك بن يريم الاوزاعى ، وى از طبقه چهارم است و از اوزاعى معروف - عبدالرحمن بن عمرو - روايت مىكند . ( ر . ك . تهذيب الكمال ، ج 18 ، ص 294 ) . بنابراين ، اين اوزاعى هم نمىتواند معاصر امام حسين عليه السلام بوده باشد .
اوزاعى ديگر ، ابوبكر عمرو بن سعيد اوزاعى است كه بر زندگينامهاش دست نيافتهايم .
سمعانى در انساب ( ج 1 ، ص 227 ) مىنويسد : اوزاعى ، منسوب به اوزاع است ؛ و به گمانم آن چند روستاى پراكنده در شام بود كه به جمع آنها ، در آنجا اوزاع گفته مىشد . گفتهاند ، آن روستايى است بر دروازه دمشق كه به آن اوزاع گفته مىشود و آن صحيح است . ( نيز ر . ك . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 280 ) .
( 2 ) - الانساب ، سمعانى ، ج 1 ، ص 227 .
( 3 ) - تهذيب الكمال ، ج 18 ، ص 294 .