كلمهء استرجاع بر زبان آورد ؛ و ابوالسلاسل ( ابواللسلاس ) ، « 1 » غلام عبدالله ، گفت : اين چيزى است كه از حسين بن على به ما رسيد ! عبدالله جعفر او را با كفش راند و گفت : اى كثيف زاده ، آيا به حسين چنين چيزى را مىگويى ؟ به خدا سوگند اگر نزدش مىبودم دوست داشتم كه تا كشته نشوم از او جدا نگردم . به خدا سوگند من آنها را سخاوتمندانه در راه حسين دادهام و مصيبت آنها بر من گران نيست ، چرا كه آنان در راه برادرم و پسرعمويم به شهادت رسيدند و همراهش شكيبايى ورزيدند .
آنگاه رو به مجلسيان كرد و گفت : الحمدلله ، مصيبت حسين بر من گران است . اما اگر من نتوانستم حسين را يارى دهم ، فرزندانم يارى دادند . « 2 »
شايان ذكر است ، در اينجا اضافه كنيم كه ابوالفرج اصفهانى نقل مىكند كه عبدالله جعفر پسر ديگرى به نام عبيدالله داشت كه مادرش خوصاء دختر حفصة بن ثقيف بود .
او نيز در كربلا در حضور امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد . او و محمد ، پسر عبدالله جعفر رضى الله عنه ، از يك پدر و مادرند . « 3 »
دليل نپيوستن عبدالله جعفر رضى الله عنه به امام عليه السلام
دربارهء شخصيت والاى عبدالله جعفر ، هم كتابهاى شيعه و هم كتابهاى سنى سخن گفتهاند ؛ گويى كه منزلت وى امرى پذيرفته شده است و همگان بر آن اتفاق نظر دارند .
براى مثال علامه حلى درباره او و محمد حنفيه مىنويسد : « قدر و منزلت كسانى چون محمد حنفيه و عبدالله جعفر و امثال آن والاتر از آن بود كه اعتقادى بر خلاف حق داشته و يا از ايمان بيرون رفته باشند . . . » « 4 »
آقاى خويى ( ره ) مىنويسد : « منزلت والاى عبدالله جعفرطيار در مرتبهاى است كه نيازى به تعريف و ستايش ندارد . . . » « 5 »
هامش
( 1 )
- طبق ضبط سماوى ( ر . ك . ابصار العين ، ص 76 ) .
( 2 ) - الارشاد ، ص 247 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 579 ؛ طبرى ، ج 3 ، ص 342 .
( 3 ) - ر . ك . مقاتل الطالبين ، ص 61 و به نقل از آن بحار ، ج 45 ، ص 24 .
( 4 ) - المسائل المهنائيه ، ص 38 ، مسأله 32 .
( 5 ) - معجم رجال الحديث ، ج 10 ، ص 138 ، شماره 6751 .