تحمل وجود امام حسين عليه السلام براى عبدالله زبير ، پس از جنگ جمل ، در هيچ جاى ديگرى همانند حضور امام عليه السلام در مكّه مكرمه ، پس از نپذيرفتن بيعت ، دشوار نبود ؛ زيرا پسر زبير از همان آغاز نيت كرده بود كه مكه مكرمه را پايگاهى براى شورش بر ضد بنىاميه و در صورت پيروزى ، مركز ادارى ديگر شهرها قرار دهد . از اين رو بسيار نيازمند بود كه مكه از هر رقيبى خالى باشد و از هر مزاحمى پاك گردد . به ويژه آنكه آن رقيب و مزاحم كسى باشد كه با وجود او ، مردم هيچ توجهى به عبدالله بن زبير نكنند و او را چيزى به حساب نياورند ؛ و تا هنگامى كه اين شخصيت و الا در شهر حضور دارد ، حضور يا غياب او براى آنها تفاوتى نداشته باشد !
با حضور امام حسين در مكه ، زمين با همه فراخىاش بر پسر زبير تنگ بود و چنان گلويش را مىفشرد كه گويى به آسمان بالا مىرود . ولى از روى ناچارى طى اين مدت با تظاهر به آرامش و صبر ساختگى ، مدارا مىكرد و كينه و رشك و نيات خود را به سختى پنهان مىساخت .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 249
مساهمون: الشيخ نجم الدين الطبسي
ص٢٤٩