تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
چونان فرومايگان خوارمان مىسازد و از ما جليله « 1 » مىطلبد . پسر ارطاة به سرزمين من آمده است و مردانم را كشته و اموالم را گرفته است . . . » « 2 » تنها پاسخى كه معاويه به او داد اين بود : « هيهات ، پسر ابوطالب شما را جسور كرده است » « 3 » . عكرشه ، دختر اطرش ، خطاب به معاويه گفت : پيش از اين زكات از توانگران ما گرفته و به تهيدستان ما داده مىشد و اينك اين را از دست داده‌ايم . هيچ شكسته‌اى براى ما بسته نمىشود و هيچ بينوايى جان نمىگيرد . اگر اينها به فرمان تو باشد ، كسى كه در مقام تو است بايد از خواب غفلت بيدار شود و به درگاه خداوند توبه كند ؛ و اگر جز به‌فرمان تو باشد ، تو از كسانى هستى كه از خيانت‌پيشگان يارى جسته و ستمگران را به كار گمارده‌اى ! » « 4 » تنها پاسخى كه معاويه به او داد اين بود : « اى اهل عراق ، هيهات ، پسر ابوطالب شما را بيدار كرده است ، در نتيجه غير قابل تحمل شده‌ايد . . . ! » « 5 » در طول ساليان درازى كه معاويه جام پستى ، خوارى و محروميت را به كوفيان نوشانيد ، مردم از حكومت مركزى اموى و واليانش انتظار نيكى ، مهربانى و مدارا نداشتند . اما گدازه‌هاى آتشفشان كوفه از درونش بيرون ريخته و فرياد هشدار به سرپيچى و قيام همراه حسين عليه السلام عليه حكومت اموى در آن طنين افكن بود . والى جديد ، پسر زياد ، براى آرام كردن اين آتشفشان بحران آفرين ، پس از سال‌ها ، نغمه احسان و نيكى به مردم را ساز كرد ؛ اما اين چگونه احسانى بود ؟ آرى ، احسانى بود كه تنها به كسانى كه گوش شنوا داشتند و فرمانبردار بودند ، اختصاص داشت .
هامش
( 1 ) - جليله : شترى كه بيش از يك شكم نزاييده باشد . ( 2 ) - عقد الفريد ، ج 2 ، ص 104 . ( 3 ) - همان . ( 4 ) - همان ، ص 122 . ( 5 ) - همان ، ص 112 . گروه‌هاى ديگرى از زنان نيز براى شكايت از جور و ستم معاويه و كارگزارانش نزد وى رفتند مانند دارميه ، ام‌الخير ، اروى ( دختر عبدالمطلب ) ، ام‌سنان ، زرقاء و بكاره هلاليه ( ر . ك . عقدالفريد ، ج 2 ، ص 102 - 121 ) . پديده رفتن زنان و نه مردان براى دادخواهى نزد معاويه حاكى از آن است كه اموىها در آن روزگار ، مردان را چنان ترسانده بودند كه از بيم شكنجه و عقوبت ، حتى جرأت دادخواهى نيز نداشتند .