تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
بزرگى مىشوم و مىبينم كه يك عدهء زياد زنانى كه خود را در چادر سفيدى مثل كفن پيچيده‌اند به فرياد خواجه‌سراها هر كدام به گوشه‌اى متوارى مىشوند و به اطاق‌هاى خود كه همه طرف حياط را گرفته جز طرف جنوبى كه متكى به موزه و نارنجستان است يا به حياطهاى كوچكتر ديگرى مىروند . در وسط اين حياط بزرگ كه باغچه‌هايى مربع‌شكل دارد و درخت چنارهاى بلند و پربرگ در آنها كاشته شده عمارت دو طبقه‌اى است به نام خوابگاه كه شاه معمولا تنها در آنجا استراحت مىكند . عمارت خوابگاه كه مربع‌شكل است بر روى زيرزمين كم‌ارتفاعى ساخته شده و دورادور آن غلام گردشى است با ستون‌هاى عديده و به توسط پلكانى به مرتبهء اول راه دارد و در جلوى آن سردرى است كه به شكل طاق بر روى آن قرار گرفته و در وسط اين سردر يك پلكان مرمرى است با پانزده پله . عمارت خوابگاه از بالا منتهى مىشود به بام مسطحى كه در دور آن نردهء كم‌ضخامتى كشيده و در روى آن گلدان‌هايى پر از گل گذاشته‌اند و همين كيفيت نمايش و حلوهء عمارت را بيشتر كرده . چهار طرف عمارت با حجارى و سرستون‌هاى گچى و نقوش گچ‌برى تزيين شده و بر سردر پنجره‌هاى بيضوى شكل آن از گل و بوته گچ‌برىهاى بسيار زيبا ساخته‌اند و اين ترتيب در تمام طبقات عمارت رعايت شده . البته كسى كه در چنين قصر آرام مجللى كه هزار زن به پاسدارى آن مشغولند مىخوابد بهترين خواب‌ها را مىبيند و به خوش‌ترين وضعى سر بر بالين استراحت مىگذارد . بلى هزار زن بلكه امگر بتوان به گفتهء كسى كه بىاطلاع نبود اطمينان حاصل كرد از اين مقدار هم بيشتر ! اين عده زن كه در اندرون زندگى مىكنند مثل گله‌اى كه به چوپانانى سپرده باشند تحت نظر چهل تن خواجه‌سراى سفيد و سياهند . شاهنشاه ايران با چنين جاه‌وجلال شايد حق داشته باشد كه پادشاهان ديگرى را كه ساده و بدون اين قبود و دستگاه‌ها زندگى مىكنند به ديدهء تحقير بنگرد چنان كه
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 117 | عباس إقبال آشتياني / فووريه