زنى كه مىخواهد در اندرون حركت كند چادرنمازى بر سر مىاندازد و دم در كفش خود را مىپوشد و حركت مىكند اما اگر بخواهد بيرون بيايد حركت صورتى ديگر دارد به اين معنى كه به لباس مخصوص تمام زنهاى مسلمان كه اجبارا بايد آن دربر كنند در مىآيد تا به آزارى بتواند در كوچهها قدم بزند .
در كوچه لباس همهء زنها يكى است تا آنجا كه شناختن ايشان حتى بر شوهرانشان نيز ممكن نيست .
زن بعد از آن كه شلوار بلندى را كه آبىتيره و گاهى هم بنفش و اگر سيده باشد سبز است و تا بند پا را مىگيرد پوشيد چادرى سياه يا نيلىرنگ كه آستين ندارد و تا مچ پايين مىآيد و همهء اندام را مىپوشاند بر سر مىاندازد و صورت را در زير روبندى مخفى مىكند و از سوراخهاى آنكه بىشباهت به غربال كوچكى نيست مىبيند و نفس مىكشد .
اگرچه اين لباس رو براى همهء زنان ايرانى از جهت شكل و رنگ و جنس پارچه يكى است ليكن نبايد تصور كرد كه حال لباس زير هم همين است .
اندرون شاهى مركز تفننبازى و آرايشگرى زنهاست و از هر جا بيشتر در آنجا بازار آن رواج دارد و جايى است كه نمايشگاه مخصصوص جواهرات گرانقيمت و پارچههاى نفيس و البسهء زربفت محسوب مىشود و هر زنى دربند اين است كه با چه آرايش و نمايشى رقباى خود را سرافكنده و دوستان خود را شاد نمايد . مثلا اگر زنى مىخواهد كه لباسش از جهت جلوه و جمال منحصر باشد مىفرستد هر چه از آن پارچه در بازار به دست مىآيد بخرند تا ديگرى نتواند از همان لباس داشته باشد و من زنى را مىشناسم كه در عرض يك ماه براى همين قبيل خريدها 30000 فرانك پول داده است .
اما جواهرات كه در آرايش جاى خود دارد بهخصوص در مملكتى مثل ايران كه معدن مرواريد و فيروزه است و هركس يك قسمت مهم از ثروت خود را صرف خريد جواهرات مىكند .
قيمت جواهراتى را كه شاه در روزهاى سلام با خود دارد تا صد مليون تخمين زدهاند اگر چه قيمت جواهراتى كه بعضى از اهل حرم با خود دارند هرگز به اين پايه نمىرسد ولى باز آن هم نمايندهء مبلغ خطيرى است .
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص١١٩