به أو نسبت دادهاند ، « 24 » واز سيرت فلسفي رازي چنين استنباط مىشود كه اين دو روايت از سيرت سقراط كه منشأ آن بسيار قديمى است هنوز تا قرن نهم ميلادي ( سوم هجرى ) در ميان مردم ساير بوده است .
اگر بشود گفت كه رازي در تقرير سيرت پسنديدهء سقراط به منقولات كتب أفلاطون يا مؤلفات كندى نظر داشته ، منبع مخالفان أو در نقل روايت حكماى كلبى در باب سيرت ديگر سقراط درست مشخص نيست واين روايت ثاني را بعضي ديگر از مؤلفان اسلامى نيز نقل كردهاند ، از قبيل قفطى كه در ابتداى شرح حال سقراط مىنويسد كه أو را « سقراط الجب » گويند ، چه در جب ( چاه ) ، يا دنّ ( خم ) مىنشست وهرگز منزلي ديگر اختيار نكرد . همچنين أمير أبو الوفاء مبشر بن فاتك در كتاب مختار الحكم ومحاسن الكلم كه به سال 445 هجرى تأليف يافته ، وابن أبي اصيبعه نيز آن را در دست داشته ، « 25 » از سقراط به همين شكل سخن مىراند وبعضي از أقوال مشهور ديوجانس از قبيل جواب أو را به إسكندر كه « از مقابل آفتاب من برخيز » به سقراط نسبت مىدهد .
هامش
( 24 ) در قديم اپيكتتوس) Epictetus (در كتاب مقالات خود ( ج 2 ، ص 13 و 16 وج 3 ، ص 21 و 26 وج 4 ، ص 9 و 11 ) سقراط را با ديوجانس قياس كرده . در مشرق خمنشينى را كه از مزاياى زندگى ديوجانس بوده ، علاوة به سقراط به أفلاطون نيز نسبت مىدادهاند ، واين بيت حافظ شاهد آن است كه گويد :جز فلاطون خمنشين شراب * سر حكمت به ما كه گويد باز( عباس اقبال )
( 25 ) تاريخ أدبيات عرب ، تأليف بروكلمان ، 1 : 459 . غير از نسخى كه بروكلمان به دست داده نسخهء نفيسى از اين كتاب در موزهء بريتانيا) Or . 8691 (هست به نام منثور الحكم بدون تعيين نام مؤلف وقسمت راجع به سقراط در ورق 28 - 44 است تحت عنوان « اخبار سقراط الزاهد » . قسمتى از اين اخبار را كه راجع به سيرت زهد سقراط است بل) Boll (از روى ترجمهء لاتينى دورنزىde ) ( Renziمورد مطالعه قرار داده ونتيجة تتبع خود را در مقالهاى به عنوان « بطلميوس قلوذى از لحاظ فلسفي » در ضميمهء سالنامهء فقه اللغهء آلمان در 1894 طبع كرده .