كرده بوده وخدماتى را كه به وسيلهء دانش خويش به مردم نموده ، يادآور مىشود . وچون رازي طبيبى بوده است دور از مشرب متزهدان ، وپيرو سيرهء اطباى قديم يوناني ، وطالب احراز مقامي نظير ايشان ، كاملا اهميت درجهء خدمتگزارى خود را به ابناي جنس خود در مىيافته است .
انصافا در تاريخ تمدن اسلامى كمتر نمايندهاى ديده شده است كه مثل رازي از مدعايى كه آن را عين حق مىدانسته ، با قوتى تمام دفاع كند وتا اين درجه در امرى كه سيرهء شخص مدعى عليه مورد اعتراض بوده ايمان وصميميت به خرج دهد ، واگر در اين مقام نظيري جهت رازي بتوان يافت ، همانا حنين بن إسحاق مترجم است كه پارهاى قسمتها از سيرهء أو را كه به قلم خود أو نگاشته شده بوده ، ابن أبي اصيبعه در طبقات الأطباء آورده . « 17 » حنين بن إسحاق كه مثل رازي از علماى عظيم الشأن است وتمام عمر خود را به وسيلهء ترجمه در شناساندن معارف يوناني به مسلمين گذرانده ، مورد حسد وملامت مخالفان قرار گرفته بوده ، تا آنجا كه بر اثر همين قبيل پيشامدها از چشم خليفه نيز افتاده واين كيفيت أو را بر آن داشته كه مانند رازي با جسارت وصفاى تمام از مقام وسيرهء خود دفاع كند وبر اعتراض وملامتگويان جواب گويد .
رازي در اين كتاب سيرهء اخلاقى خود را تعقيب سيرهء سقراط حكيم معرفى مىكند وأو را امام وقدوهء خود مىشمارد وآرزوى أو تشبه به اين حكيم است . صاحب كتاب اعلام النبوة ، يعنى أبو حاتم رازي إسماعيلي ، از محمد بن زكرياى رازي كه در آن أيام هدف تير طعنهء جميع دعاة إسماعيلي بوده چنين ياد مىكند :
زعم الملحد أي الرازي انه استدرك بفطنته ما لم يفطن له من تقدمه وابدع
هامش
( 17 ) تاريخ الأطباء ، 1 : 191