تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
بحث تفصيلي درباره زمان ومكان ، ونقل عقايد فلاسفه اسلامى ، وجستجوى سوابق اين عقايد در أقوام وملل ديگر ، در خور اين مقاله نيست وخوانندگان گرامى را به كتاب نفيس دكتر پينس حواله مىدهيم . « 102 » ترجمهء عربى اين كتاب در سال 1365 هجرى قمري در قاهره تحت عنوان مذهب الذرة عند المسلمين وعلاقته بمذاهب اليونان والهند ومعه فلسفة محمد بن زكريا الرازي به چاپ رسيده است . رازي معتقد است كه نفس كلى نيز قديم است وشوق أو به سوى هيولى ، أو را به هيولى آويخته است ، وبه وسيله حكمت وفلسفه نفس توجه به أصل خود پيدا مىكند واز هيولى جدا مىشود . در اين مورد نيز ناصر خسرو هم در زاد المسافرين وهم در جامع الحكمتين قول رازي را نقل مىكند . در زاد المسافرين تحت عنوان « علت آويختن نفس به هيولى » مىگويد : آنگاه گفته است كه آن ديگر قديم نفس بود است كه زنده وجاهل بودست وگفته است كه هيولى نيز أزلي بوده است ، تا نفس بنادانى خويش بر هيولى فتنه شده است واندر هيولى آويخته است ، وازو صورتها همىكرده است از بهر يافتن لذات جسماني از أو ، وچون هيولى مر صورت را دست باز دارنده بود وأزين طبع گريزنده بود بر خداى قادر ورحيم واجب شد مر نفس را فرياد رسيدن تا از اين بلا برهد ، وآن فرياد رسيدن از أو سبحانه مر نفس را آن بود كه خداى مر اين عالم را بيافريد وصورتهاى قوى ودراز زندگى را اندر أو پديد آورد تا نفس اندر اين صورتها لذات جسماني همىيابد ، ومردم را پديد آورد ومر عقل را از جوهر الهيت خويش سوى مردم اندر اين عالم فرستاد ، تا مر نفس را اندر هيكل مردم بيدار كند از اين خواب ، وبنمايدش بفرمان بارى سبحانه كه اين عالم جاى أو نيست ومر أو را خطائى اوفتاده است بر اين گونه كه ياد
هامش
( 102 )" Die Atomlehre al - Razi's"Beitrage Zur Islamischen Atomlehre , Berlin 1936.