تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
أهل سنت ) ، « خداوندان تأييد » ( متكلمان اسماعيليه ) تقسيم كرده وچنين بيان مىكند : ومردمان اندر قبول ورد ابداع بچهار گروه‌اند : گروهى مر ابداع را وخلق را منكرند ، وگويند عالم مصنوع نيست ، بل قديم است وصانع مواليد خود عالم است ، ومر أو را صانعى نيست ، بل أزلي است هميشه بود وهميشه باشد ، واين گروه دهريان‌اند وديگر گروه گويند عالم را هيولى قديم است وصورتش مبدع است ، واين گروه از فلاسفه‌اند ومر ايشان را « أصحاب هيولى » گويند . وسيم گروه از خلق آنند كه گويند هيولى محدث است ، ولكن صورت عالم قديم است ، واين گروه حشويان لقب امت‌اند كه همىگويند مسلمانيم وسواد أعظم مائيم . وچهارم گروه از خاندانند كه گويند عالم مخترع است ، هم بصورت ، وهم بهيولى ، واين گروه خداوندان تاييدند از فرزندان رسول مصطفى صلى اللّه عليه وآله . « 96 » . بهترين وكاملترين مأخذ از براي بيان عقيدهء رازي دربارهء « هيولى » كتاب زاد المسافرين ناصر خسرو است ، كه به تفصيل قول رازي را نقل ، وسپس رد ونقض كرده است ودر اينجا بعضي از فقرات آن نقل مىشود : أو ( رازي ) گفته است كه هيولى مطلق جزوها بوده است نامتجزى ، چنانكه مر هر يكى را از أو عظمى بوده است از بهر آنكه آن جزوها كه مر هر يكى را از أو عظمى نباشد بفراز آمدن آن چيزى نباشد كه مر أو را عظم باشد ، ونيز مر هر جزوى را از أو عظمى روا نباشد كز آن خردتر عظمى روا باشد كه باشد ، چه اگر مر جزو هيولى را جزو باشد ، أو خود جسم مركب باشد نه هيولى مبسوط باشد ، وهيولى كه مر جسم را مادة است مبسوطست .
هامش
( 96 ) جامع الحكمتين ، ص 211 ( أصحاب هيولى خود به چند فرقه تقسيم مىشوند . رجوع شود به مقالات الاسلاميين اشعرى ، ص 333 ونهاية الاقدام في علم الكلام شهرستانى ، ص 163 )