ايشان را بفرمايند كه رو مردمان را بگوى كه سوى من فرشتهاى آمد وگفت كه خداى ترا پيغامبرى داد ومن آن فرشتهام ، تا بدين سبب در ميان مردمان اختلاف افتد ، وخلق كشته شود بسيارى بتدبير آن نفس ديو گشته » ، وما بر رد قول اين مهوس بىباك ، سخن گفتهايم اندر كتاب بستان العقول ، اكنون بجواب اين هوس مشغول نشويم بر اينجا كه از مقصود بازمانيم . « 87 »
ابن ميمون اسرائيلى قرطبى ( فت . 601 ه ) ، كتابي به نام دلالة الحائرين نوشته ودر فصلى از آن بدين نحو به نقض كتاب رازي مىپردازد ومىگويد :
رازي را كتابي مشهور است كه آن را الهيات ناميده وهذيانات وجهالات خود را در آن گنجانيده است ، از جمله آنكه در عالم وجود شر بيشتر از خير است ، واگر راحتى ولذايذ حال راحتى انسان را با دردها ورنجهاى أو مقايسه كنيم ، مىبينيم كه وجود انسان براي نقمت وشر خواسته شده .
ابن حزم مىگويد رازي با اين عقيدة به مقاومت با أهل حق پرداخته ، زيرا آنان معتقد به افضال وجود آشكار خداوند هستند ، وهر چه را كه از أو صادر گردد خير محض مىدانند ، وسبب اين غلط اين است كه أو ومانند أو ، وجود را به خاطر شخص خود مىدانند ، واگر امرى بر خلاف ارادهء آنان واقع شود تصور مىكنند كه وجود همهء آن شر است . « 88 »
آنچه بيش از هر چيز رازي بدان مشهور است ، عقيدهء اوست به قدماي پنجگانه ، به طورى كه ميرسيد شريف جرجانى در كتاب شرح المواقف ، وهمچنين خواجة نصير طوسي در كتاب تلخيص المحصل ، كتابي به نام القول في القدماء الخمسة به أو نسبت مىدهند ، « 89 » وچنانكه
هامش
( 87 ) جامع الحكمتين ، ص 137
( 88 ) رسائل فلسفية ، ص 179
( 89 ) شرح المواقف ، ج 1 ، ص 438