مفقود گرديده است .
رازي در اخلاق طريق اعتدال را برگزيده ، از اسراف در زهد دورى مىجويد واعمال ورفتار سقراط را مثل أعلى واسوهء حسنهاى مىداند كه يك فيلسوف بايد از آن پيروى كند ، ولى أو رواياتى را كه دربارهء سقراط نقل شده ، كه أو مردى كنارهگير وخمنشين وگريزان از مردم بوده ، قبول ندارد . أفكار رازي دربارهء اخلاق در كتابهاى الطب الروحاني والسيرة الفلسفية وكتاب اللذة أو منعكس است . بطور اجمال آنكه أو ميزان مطلقى براي اخلاق قائل نيست ، مباني اخلاق را در عالم وعامي وسلطان ورعيت وفقير وغنى يكسان نمىداند ، وبه همين جهت سقراط را با أفلاطون با يك ميزان نمىسنجد . أو در السيرة الفلسفية تصريح مىكند به اينكه فيلسوف نبايد ابناي ملوك را به همان طعام وشراب وساير أمور معاشى كه به ابناي عامه تكليف مىكند وادارد . أو معتقد است كه فيلسوف بايد ميان حد أعلى وأسفل را بگيرد ، وحتى الامكان به طرف أسفل مايلتر باشد ، ولى خروج از حد أسفل ، يعنى كشيده شدن به غايت تفريط ، خروج از حد حكمت است .
افراط در لذت وشهوات آدمي را از لذت باز مىدارد . آنان كه مدام به شهوتهاى خود تمكين مىكنند ودر شهوت منهمك مىشوند ، به مرحلهاى مىرسند كه ديگر از آنها لذتى نمىبرند ، وبا اين وصف از ترك آنها عاجز هستند . أو از نظر أفلاطون ، كه آدمي داراى سه نفس است ناطقه وإلهية ، غضبيه وحيوانية ، نباتيه وناميه ، وآدمي بايد با طب جسدانى وطب روحاني بكوشد تا افعال اين نفوس را تعديل كند ، پشتيبانى مىكند ونيز معتقد است كه غايت فلسفه تشبه به خداوند عز وجل است به قدر طاقت انساني . « 77 »
هامش
( 77 ) ميرسيد شريف جرجانى در كتاب تعريفات فلسفه را چنين تعريف مىكند : « فلسفه تشبه به خداوند است به قدر طاقت انساني براي تحصيل سعادت ابدى » أبو نصر فارابى ( فت 339 ه ) ، در كتاب تحصيل السعادة ، وحكيم مجريطى ( فت 394 ه ) ، در الرسالة الجامعة ، ص 100 ، فصل « في ذكر دين الفلاسفة » ، وشيخ شهاب الدين سهروردى در فصل « في سلوك الحكماء المتألهين » ، ص 500 از مجلد أول مجموعة في الحكمة الإلهية ، فيلسوف واقعي را معرفى ووظايف أو را تعيين مىكنند .