جماعتى از متأخران كتابهائى مطابق مذهب فيثاغورس وپيروانش تصنيف كردند ودر آن ، فلسفه طبيعي قديم را تأييد كردند واز جمله اينان أبو بكر محمد بن زكرياى رازي است . « 25 »
ابن القفطي به نقل از قاضى صاعد مىگويد رازي نخست به ادارهء بيمارستان رى مشغول ، وسپس اداره بيمارستان بغداد به أو محول گرديد . « 26 » مباشرت وممارست در امر بيماران وكارهاى بيمارستانى موجب شده كه رازي ملقب به « طبيب مارستانى » شود ، وابن جلجل در كتاب خود أو را با همين لقب ذكر مىكند ، « 27 » وبايد در نظر داشت كه كلمهء « مارستان » كه مخفف « بيمارستان » است در بغداد به محل بيماران وديوانگان اطلاق مىشد وافراد متعددى هم به مناسبت ملابست با أمور بيماران بدين عنوان معروف هستند . « 28 » رازي در زمان مكتفى وقسمتى از زمان مقتدر در بغداد أقامت داشته ودر آن زمان بغداد مركز اطباى حاذق وبيمارستانهاى مجهز بود . در قرن دوم هارون الرشيد وبرامكه بيمارستانهايى تأسيس كرده بودند ولى در قرن سوم جز بيمارستانى كه بدر ، غلام معتضد ، ايجاد كرده بود بيمارستان مهمى ايجاد نشد .
أحمد بن محمد الطائي كه در آغاز خلافت معتضد عهدهدار خرج ودخل مملكت بود ، در صورت تفصيلي مخارج مملكت مبلغ قابل ملاحظهاى را كه براي رؤساى اطبا وشاگردان ملازم آنان ( پزشكياران ) وهمچنين تهيهء دارو اختصاص داده شده ذكر مىكند . « 29 »
هامش
( 25 ) طبقات الأمم ، ص 33
( 26 ) اخبار الحكماء ، ص 271
( 27 ) طبقات الأطباء والحكماء ، ص 77
( 28 ) الانساب ، ورق 499 ظ
( 29 ) الوزراء ، ص 24