ابن النديم مىگويد رازي مردى كريم وبزرگوار بود وبا بيماران وفقرا به مهربانى ورأفت رفتار مىنمود ، « 35 » أو كوشش بىاندازه در تحصيل علم وكسب معارف به كار مىبرد . هنگامى كه از تدريس يا معالجه فراغت مىيافت ، به نوشتن وخواندن مشغول مىگشت وهمين موجب شد كه چشمان أو رو به ضعف رود ، وسرانجام منجر به بيمارى « آب » « 36 » گردد وبه نابينايى أو منتهى شود . ابن جلجل مىگويد به أو پيشنهاد شد كه چشم خود را معالجه كند وأو نپذيرفت وگفت آن قدر به دنيا نگريستم كه خسته شدم . « 37 »
بيرونى مىگويد رازي چشمانش در پايان عمر آب آورد ويكى از شاگردان أو از طبرستان براي معالجه أو آمد واز أو درباره معالجه أو سؤال كرد ورخصت خواست . رازي گفت :
اين امر بر رنج ودرد من مىافزايد ، شايد عمر من به پايان رسيده ومرگ من نزديك شده باشد ، روا نيست براي باز جستن بينايى خود را دچار رنج ودرد سازم .
ديرى نگذشت كه أو در رى در پنجم شعبان سال 313 وفات يافت . « 38 » عمر أو به حساب هجرى قمري 62 سال وپنج روز وبه حساب هجرى شمسي 60 سال وده ماه بوده است . « 39 »
أفكار وعقايد عميق علمي وفلسفي رازي با أفكار مسلمانان ، أعم
هامش
( 35 ) الفهرست ، ص 416
( 36 ) ابن النديم گويد : « وكان في بصره رطوبة لكثرة اكله الباقلي » ابن جلجل گويد : « وعمى في اخر عمره بماء نزل في عينيه » بيمارى آب آوردن چشم را به عربى « الغشاوة المائية » وبه انگليسى «Cataract» گويند .
( 37 ) طبقات الأطباء ، ص 78
( 38 ) اين تاريخ مطابق است با 27 اكتبر سال 925 ميلادي
( 39 ) رسالة للبيرونى ، ص 6