تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
به جاى آن . رهبانيت وصومعه‌گيرى عيسويان واعتكاف مسلمين در مساجد وخوددارى از كسب وتقليل در طعام وخوردن اغذيهء ناگوار وپوشيدن لباس درشت را نيز مىتوان از همين قبيل شمرد ، اگر چه اهميت آنها بمراتب كمتر است . اين أمور همه ستمى است كه جماعتى بر نفس خود روا مىدارند ، وتحمل رنجى است كه به وسيله آن رنجى بزرگتر زايل نمىشود . سقراط نيز در أول عمر بر اين سيرت مىرفت ، ليكن چنانكه گفتيم در آخر عمر از آن رو برتافت وحكما را در اين خصوص عقايدى متضاد است كه چون ذكر آنها از حوصلهء اين مختصر بيرون است ، ناچار به بيان قولي به عنوان نمونه قناعت مىورزيم پس گوييم : مردم را أحوال مختلف است ، طايفه‌اى ناز پرورد تنعمند ، وگروهى پروردهء رنج ودرد ، جمعى نيز به خواهش نفس در طلب شهوانيات جدى بليغ به كار مىبرند مثل كساني كه فريفتهء جمال زنان يا لذت شرب شرابند يا طالب تحصيل رياست واين قبيل أمور . بنا بر اين ، احساس رنجى كه از كشتن شهوت برمىخيزد . در همه يكسان نخواهد بود ، وبر حسب أحوال اشخاص اختلاف پيدا خواهد كرد ، مثلا بدن ابناي ملوك ومتنعمان تحمل جامهء درشت ومعدهء ايشان تاب غذاى ناگوار ندارد ودر اين حال دچار المى شديد خواهد شد ، در صورتي كه به قياس با ايشان ابناي عامه را در درشت پوشيدن وناگوار خوردن رنجى چندان نخواهد بود . به همين طريق كساني كه به يكى از لذات خو گرفته‌اند چون ايشان را از آن باز دارند ، رنج ايشان بسى شديدتر وچندين برابر بيشتر از رنج كساني خواهد بود كه به اين لذات عادت داشته . از اين رو نمىتوان همهء مردم را به يك نوع
السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 98 | عباس إقبال آشتياني / محمد بن زكريا الرازي