تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
اما در مورد اقسام مار وعقرب وزنبور ومانند آنها ، چون هم به حيوانات ديگر آزار مىرسانند وهم لياقت آن را ندارند كه انسان از آنها نيز مانند چهار پايان فايده‌اى بردارد در كشتن ونابود ساختن آنها حرجى نيست . كشتن حيوانات أهلي وجاندارانى كه از علف تغذيه مىكنند روا نيست مگر به مدارا چنانكه گفتيم ، وبهتر آن است كه حتى المقدور از غذا قرار دادن گوشت وتكثير مثل آنها خوددارى كنند تا عدد آنها چندان زياد نشود كه به ذبح مقدار عظيمى از آنها احتياج افتد ، بلكه اين كار در پى منظورى وبر حسب حاجتي عمل شود ، واگر مسأله نجات دادن نفس اين حيوانات از قيد بدن آنها در ميان نبود البتة عقل هيچ وقت ذبح آنها را روا نمىداشت وفلاسفه در اين باب اختلاف كرده‌اند . جمعى خوردن گوشت را اجازه داده ، وبعضي ديگر جايز ندانسته‌اند وسقراط از كساني است كه به اين كار رأى نداده . چون حكم عقل وعدل آزار به غير را روا نمىدارد ، به طريق أولى رساندن آزار به خود نيز روا نيست ، واين حكم هم شامل جزئياتى كثير است كه عقل آنها را نتواند پذيرفت مثل عمل مردم هند در سوختن أجساد خود وافكندن خويش بر آتش سوزان به قصد تقرب به خدا ، وروش مانويه در بريدن نفس خود هر گاه كه خاطر به جماع ميل كند ، وعادت دادن خويش به گرسنگى وتشنگى واجتناب از استعمال آب وبه كار بردن بول