تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بدان سزاوار خروج از صف فلاسفه شده باشيم ، چه كسى سزاوار اين عقوبت خواهد بود كه در شناختن آنچه فيلسوف بايد بشناسد وعمل به سيره‌اى كه فيلسوف بايد بر آن رود قاصر آيد ، واين دو جزء فلسفه يعنى علم وعمل را به حد كمال مورد اعتنا قرار ندهد وچنين كس است كه استحقاق اختيار نام فيلسوف ندارد وچون ساحت ما بحمد اللّه وتوفيق وارشاد أو از اين تقصير برى است ، دشمنان را مجال طعن در ما تنگ خواهد بود . اما در قسمت علمي اگر ما را هيچ توانايى ديگر جز تأليف همين كتاب حاضر نبود ، كسى را مجال آن نمىرسيد كه ما را از استحقاق اختيار نام فيلسوف منع كند ، تا چه رسد به كتبي ديگر مثل كتابي كه در « برهان » نوشته‌ايم وكتاب علم الهى وكتاب طب روحاني وكتاب مدخل علم طبيعي به نام سمع الكيان ومقاله‌اى در « زمان ومكان ومدت ودهر وخلأ » و « سبب قيام زمين در وسط آسمان » و « سبب حركت مستدير آسمان » ومقالاتى ديگر در « تركيب » و « اينكه جسم را حركتي ذاتي است وحركت معلوم است » وكتب ديگر ما در باب « نفس وهيولى » وكتبي در طب مثل كتاب منصورى ومن لا يحضره الطبيب وچند كتاب در باب « ادويه » وكتاب طب ملوكى وكتاب موسوم به جامع « 5 » كه هيچ كس پيش از ما به تأليف چنان كتابي نپرداخته وبعد از ما هم مانند آن را نتوانسته است بياورد وكتب ديگر ما در « صناعت حكمت » كه عامه آن را كيميا خوانند . اجمالا تا اين تاريخ كه كتاب حاضر نوشته مىشود قريب به دويست كتاب ومقاله ورساله در فنون مختلفهء فلسفه از علوم الهى وحكمتى از زير دست من بيرون آمده است .
هامش
( 5 ) همان حاوي كبير .