هر امر غريبى را آشنا سازد واين حال چه در باب أمور نفساني وچه در مورد أمور جسماني هر دو مسير است ، چنانكه مىبينيم كه قاصد از مردم معمولى چابكتر مىرود ولشكرى در جنگ از سايرين جريتر است واين جمله مىفهماند كه به وسيلهء عادات اكتسابى مىتوان أموري را كه ابتدأ دشخوار وناملايم مىنموده آسان وهموار كرد .
اين بيان ما در باب لذت گر چه مختصر است ، ولى متضمن جزئياتى كثير است كه در كتاب طب روحاني به بيان آنها پرداختهايم ، از آن جمله اينكه اگر اصلى كه ذكر كرديم - يعنى اينكه عاقل نبايد أسير دست لذتى شود كه ألم تابع آن بر المى كه در ترك لذت وكشتن شهوت هست راجح آيد - في نفسه صحيح يا منطقا مسلّم است ، پس نتيجهء آن اين خواهد بود كه اگر فرضا بر ما ممكن شود كه ما دام العمر بر پهنهء زمين مسلط آييم ولى با مردم به شكلى معامله كنيم كه رضاى خدا در آن نباشد وما را از وصول به خير باقي ونعمت جاويد باز دارد نبايد پى سپر اين راه شويم وآن لذت را بر اين حرمان ترجيح نهيم . همچنين اگر مطمئن باشيم يا حال اطمينان بر ما غالب باشد كه با خوردن طبقى از خرما يكجا ده روز از درد چشم راحت نخواهيم داشت ، بايد از اين خوراك چشم بپوشيم ، « 3 » وهمين حال وجود
هامش
( 3 ) دكتر ماير هوف از راه لطف اطلاعات ذيل را در اين باب براي ما فرستاده : رازي در كتاب ديگر خود به نام منافع الأغذية ومضارها كه به سال 1305 در قاهره به طبع رسيده همين مطلب را در باب خرما مطرح كرده وابن البيطار هم در كتاب الجامع لمفردات الأدوية ، طبع قاهره سال 1291 ، ج 1 ، ص 140 وترجمه لكلرك) Leclerc (، ج 1 ، ص 315 به آن اشاره نموده . اين نكته را مؤلفان يوناني نمىشناخته ، حتى حنين بن إسحاق هم به آن برنخورده است . شايد اين قضية ناشى از روايات باستانى ملل شرق باشد . هم امروز فلاحان مصر سفلى بر اين عقيدهاند كه درد چشم نتيجهء شكوفهء خرماست .
درد چشم در ممالك شرق نزديك هميشه در همين فصل يعنى در ماه دوم بهار شروع وبه ماه أول پاييز ختم مىشود واين به هيچ وجه مربوط به خرما نيست بلكه نتيجهء گرما ومگس است . در شام عامه درد چشم را نتيجهء شكوفهء أنار مىدانند . - حاشية ناشر متن عربى .