[ عدم اثبات اجتهاد به ادعاى محض ]
س 27 : هر گاه مجتهد جامع الشرائطى شهادت بر عدالت مرد فاضلى بدهد ، و بعد از غيبت آن مجتهد آن شخص فاضل ادّعاى اجتهاد نمايد ، آيا تقليد آن شخص را مىتوان نمود يا خير ؟ وشناختن مجتهد به چه نوع از براى عوام النّاس بايد معلوم شود ؟
ج : بدان كه در شناختن مجتهد جمعى از علما علم و يقين به اجتهاد را شرط دانسته اند ، و بعضى حصول مظنّه را كافى مىدانند ، و از آن جمله علَّامه در كتاب تهذيب ومىفرمايد كه : مظنّه حاصل مىشود به ملاحظه ء اين كه شخص بر منصب افتاء نشسته و در حضور خلق بسيار اقدام به افتاء نموده وجمعى از مسلمين بر آن گرد آمده .
و حق آن است كه هر كس كه خواهد تقليد مجتهدى را نمايد بايد عالم به اجتهاد آن باشد ، يعنى جزم و يقين به اجتهاد آن داشته باشد به نحوى كه عادتاً خلاف آن را احتمال ندهد ، و اين جزم براى عوام حاصل مىشود به شياع اجتهاد او واستفاضه ء آن ، خصوصاً در ميان اهل علم ، خصوصاً هر گاه قرائن ديگر به آن ضم شود ، مثل نشر كتاب استدلال او در نزد علما ورجوع اهل علم به او و امثال اين ، و از بابت شياع است اجتماع جمع كثيرى از علما و اهل فضل بر اجتهاد او ، وشكَّى نيست كه به اين نحو از براى عامى جزم به اجتهاد شخص هم مىرسد ، و همين جزم كافى است .
وامّا به ادّعاى خود آن شخص اگر چه عادل باشد نمىتوان تقليد كرد ، چه از قول عادل جزم حاصل نمىشود ، خصوص در جايى كه از براى خود ادّعايى كند ، علاوه بر اين كه عدالت منافاتى بر خطاء ندارد ، گاه است كه كسى مرحله اى از فضيلت را دارد و
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٧٨